مدیریت شهری -۱

بررسی وضعیت سازمان های موثر دراداره کلانشهر تهران-1

تهران شهری با 170 قلمرو مدیریتی 

 

واژه های کلیدی:

 حکومت ، حاکمیت ، شهر- منطقه ، منطقه کلان شهر تهران، تفرق سیاسی ،  تفرق عملکردی

 

 

از حدود چهار دهۀ پیش عوامل مختلفی موجب توسعه فیزیکی شهر تهران و افزایش روابط وپیوندهای آن با منطقه پیرامونی خود شده و به تدریج منطقه عملکردی یا مجموعۀ شهری تهران را شکل داده است . برخی از این عوامل عبارتند از :

-        افزایش طبیعی جمعیت

-        افزایش مهاجرت از روستاها و شهرها به تهران

-        تصویب طرح جامع تهران وافزایش قیمت زمین در داخل محدودۀ طرح و در نتیجه اسکان اقشار کم درآمد در اراضی پیرامونی

-        اعمال محدودیت هایی در زمینه استقرار منابع و کارخانه ها درقلمرو و بداخل شهر و نظایر آن .

عوامل فوق موجب افزایش و پخش جمعیت و فعالیت و گسترش قلمرو کلان شهری تهران شده است . به این ترتیب در حالی که در سال 1345 شهر تهران با جمعیت حدود 7/2 میلیون نفر نزدیک به 80 درصد جمعیت شهر منطقه تهران را به خود اختصاص دده است در سال 1386 و با افزایش جمعیت شهر تهران به بیش از هشت میلیون نفر این نسبت به 60 درصد کاهش یافته است.

 

بررسی تحولات نسبت جمعیت شهر تهران نسبت به جمعیت منطقه کلان شهری تهران

جمعیت تهران درسال1345

نسبت جمعیت شهر به جمعیت منطقه عملکردی

جمعیت شهر تهران در سال 1386

نسبت جمعیت شهر به جمعیت منطقه عملکردی

7/2 میلیون نفر

80%

بیش از 8 میلیون نفر

60%

 

روند سریع گسترش منطقه عملکردی تهران، بدون پیش بینی و استقرار ترتیبات نهادی و قانونی لازم برای کنترل و هدایت توسعه و ارائه خدمات متناسب در کل منطقه موجب بروز مشکلات و چالش های محتوایی متعدد همچون

-        گسترش سکونت گاههای غیر رسمی

-        تخریب محیط زیست

-        از بین رفتن اراضی مرغوب باغی و کشاورزی

-        آلودگی های آب و خاک و هوا

-        ناکارایی شبکه حمل و نقل

-        و....

شده است . علاوه بر این ها چالش دیگری که به ابعاد فرآیندی و رویه ای سیاستگذاری و بهره ای تصمیمات مربوط می شود و در منطقه کلان شهری تهران به صورت حاد و بحرانی وجود دارد ،تفرق و پراکندگی سیاسی و حکومتی در اداره و مدیریت منطقه عملکردی تهران است.

این چالش در بسیاری از موارد علت مشکل گیری و یا تشدید مشکلات یاد شده است . در این زمینه منظور از تفرق سیاسی وجود تعداد زیاد قلمروهای حکومتی- مدیریتی مستقل از هم در گستره مناطق شهری است. که مانع از اتخاذ تصمیمات سیاسی یکپارچه در حل گستره منطقه می شود.

مجموعه شهری تهران در شرایط کشوری مثل ایران که تصمیم گیری درباره ارائه خدمات عمومی در درون هریک از قلمروهای مدیریتی انحصاراً در دست شهرداری یا نهاد مدیریت شهری نیست و شعبه های استانی و شهرستانی وزارتخانه ها و سازمان های مرکزی نیز عملاً بخش عمده ای از ارائه خدمات شهری را در دست دارند با تفوق عملکردی نیز روبه رو است.

تهران به عنوان پایتخت ایران و کلان شهر مرکزی شهر- منطقه با وسعت حدود 700 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ برهشت میلیون نفر در مرکز هندسی منطقه کلان شهری تهران قرار گرفته است . منطقه عملکردی تهران که موضوع اصلی این بررسی است، جمعیتی بالغ بر 3/12 میلیون نفر دارد و مساحتی نزدیک به 16000 کیلومتر مربع را پوشش می دهد. جمعیت کنونی شهر تهران به عنوان کلان شهر مرکزی منطقه نزدیک به 60 درصد کل جمعیت منطقه را به خود اختصاص می دهد و شامل 22 منطقه شهرداری است که در مجموع 7/4 درصد مساحت کل شهر- منطقه را به خود اختصاص می دهد. شهر منطقه تهران تقریباً بیش از 90 درصد مساحت استان تهران را در برمی گیرد. درحال حاضر این محدوده متشکل از 120 شهرستان، بیش از 30 بخش ( قلمروهای حکومتی) و نیز بیش از 50 محدوده شهرداری (قلمرو مدیریتی ) است. که درحال حاضر 1500 محدوده مدیریتی روستا (دهیاری) نیز در حال پیوستن و افزایش به مجموعه قلمروهای حکومتی و مدیریتی این شهر- منطقه می باشند.

مطالعات مبانی نظری نشان داد که تفرق سیاسی مهم ترین چالش فراروی اداره و حاکمیت مناطق کلان شهری است که برخورد با آن مستلزم اتخاذ و اجرای سیاست های متناسب منطقه گرایی برای اداره منطقه است. مطالعات نظام اداره و حاکمیت منطقه کلان شهری تهران در سه بخش اصلی مطالعات قلمرویی، مطالعات نهادی و مطالعات منابع مالی و اقتصادی انجام شده حاکی از وجود تفرق سیاسی و عملکردی به صورت توام و و روند روبه افزایش آن در دهه های اخیر است، به طوری که تعداد قلمروهای حکومتی و مدیریتی در منطقه کلان شهری تهران از حدود 60 قلمرو به نزدیک 170 قلمرو رسیده است. این درحالی است که هیچ ساز و کاری برای هماهنگی، همکاری و همیاری بین این تعداد قلمروهای حکومتی و مدیریتی و نیز نهادهای بخش درون منطقه تدبیر نشده است. این امر موجب گسترش بیشتر اثرات سوء تفرق سیاسی در منطقه کلان شهری گشته است ، که شواهد آن در قالب افزایش حاشیه نشینی و سکونت گاههای غیر رسمی، تخریب بیشتر منابع محیطی و توسعه پراکنده ، شکاف سطح توسعه بین مرکز و پیرامون غیره مشاهده            می شود.

مطالعات نهادی نشان می دهد که اداره و حاکمیت منطقه کلان شهری چه درون هریک از قلمروها و چه در کل گستره منطقه کلان شهری بین دو دسته عناصر حکومتی و عمومی تقسیم شده است. و بخش ها و گروههای ذینفع دیگر تاثیر چندانی در آن ندارند. تفرق سیاسی در این بخش نیز اثرات خود را نشان میدهد. به طوری که سازو کار مشخصی برای هماهنگی ، همکاری، و همیاری       بین این دو دسته عناصر حکومتی و مدیریتی درمنطقه کلان شهری نیز تدبیر نشده است. تفرق سیاسی و فقدان نگرش منطقه گرایی در اداره منطقه کلان شهری در بخش منابع مادی و اقتصادی منطقه نیز اثرات خود را نشان داده است. شکاف درآمدی و سطح توسعه بین شهرهای مرکزی و پیرامون که به شواهد آن اشاره شده حاکی از شکاف توسعه اقتصادی- اجتماعی بزرگی است که باید تعدیل شود.

نکته دیگر اینکه توان اقتصادی بالای منطقه کلان شهری تهران در شرایط تفرق سیاسی و فقدان نگرش و اقدام یکپارچه اقتصادی – اجتماعی و فضایی مانع از آن خواهد شد منطقه تهران در رقابت با مناطق رقیب جانی جایگاه درخوری بیابد.

درشرایط حاضر آنچه بیش از همه در کاستن از تفرق سیاسی و اثرات سوء آن مهم می نماید . تدوین و توافق به یک چشم انداز مشترک از سوی کلیه عناصر و عوامل ذینفع نفوذ در اداره و مدیریت منطقه است.

 تنها از این طریق این امکان فراهم خواهد شد که نیروها و توان های پراکنده منطقه در جهت تحقق            چشم انداز واحد به جریان افتد.

بهروز شیخ رودی ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +