نگاهی به خاطرات افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان تهران در آستانه نخستین سال تاسیس -۱

نگاهی به تاسیس و افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان از دریچه خاطرات

از جرم تا اتفاق مبارک برای تهران مجازی

(بخش اول :نگاهی به شکل گیری اندیشه تشکیل و تاسیس)

به بهانه نخستین سالگرد افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان تهران

یک سال پیش در چنین روز هائی ، به عنوان مدیر امور اجرائی و هماهنگی افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان و سرپرست اداره هماهنگی و برنامه ریزی امور مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ، همراه همکاران خوبی که امروز دیگر حداقل همکار نیستم ولی از جمله بهترین دوستانم بودند و هستند مشغول فراهم ساختن مقدمات افتتاح رسمی باشگاه وبلاگ نویسان تهران بودم ،هر چند فعالیت های ما برای تاسیس باشگاه از دی ماه هشتاد و چهار آغاز شده بود ، اما باشگاه بیست و چهارم تیرماه افتتاح شد . امروز پس از یک سال و اندی آغاز بکار رسمی و غیر رسمی باشگاه وبلاگ نویسان در آستانه نخستین سالگرد افتتاح باشگاه هستیم ، باشگاهی که در چنبره سیاست های آزمون و خطای مدیران ارشد اسبق سازمان فرهنگی و هنری برای اجرای سیاست توسعه خدمات فرهنگ الکترونیک ، به عنوان سمبل فعالیت های مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری تعطیلی و اضمحلال را به بهانه اجرای اصل چهل و چهار قانون اساسی تجربه می کند .   اما من به علت همان اشتیاقی که در دوران تاسیس و افتتاح همراه همکاران و دوستانم تلاش کردیم ، امروز می خواهم خاطراتم را فارغ از غوغاسالاری مخالفین و منتقدین باشگاه و فضای شغلی ام و تنها به عنوان یک وبلاگ نویس و فعال افتتاح باشگاه طرح کنم ، نه به بهانه طرح باشگاه ، به بهانه مظلومیت اندیشه فعالیت و تشکیل باشگاه ، البته جهت اطلاع خوانندگان عرض می کنم ، اکنون حدود 9 ماه است که من هیچ وابستگی و ارتباطی با مرکز فناوری اطلاعات ندارم ، ضمنا عنوان تیتر را از ترکیب تیترسخنان سخنرانان مراسم افتتاحیه در ایسناانتخاب کرده ام  پس قضاوت با شماست .... 

     خیلی ها اعتقاد داشتند و دارند ، که باشگاه بر اساس دستور دکتر قالیباف شهردار تهران ، و توسط عده ای از حامیان و هوادارانش به منظور ایجاد یک ستاد تبلیغات انتخاباتی اثر بخش در میان وبلاگ نویسان تاسیس و افتتاح شد. این روایت ها را شما با یک جسجوی کوتاه در گوگل می توانید آنها را مطالعه نمائید ، البته روایت و نظرات شخصی هستند که متاسفانه ریشه در توهم توطئه دارند .

 

 زمینه های تاسیس باشگاه در این دوران   

     خیلی ها اگر اعتقادبه سیاسی بودن این کار دارن ، باید ازشون سوال کرد خوب نظریه پرداز عزیز ، می شه بفرمائید چرا افتتاح باشگاه در دوره آقای احمدی نژاد اتفاق نیفتاد ؟ مگه ایشان شهردار نبودند ؟ مگه ایشان کاندیدای ریاست جمهوری نمی خواستند بشوند ؟ مگه مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در زمان ایشان تاسیس نشد ؟

اما از پاسخ این دوستان که بگذریم ، مرکز فناوری اطلاعات سال هشتاد و سه تاسیس شد ، اما سطح فعالیت و اثر بخشی قابل توجهی نداشت ، به گونه ای که من مجبور شدم برای مدیران مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات در اردی بهشت هشتاد و چهار کارگاه آموزش وبلاگ نویسی برگزار کنم . ( باور نمی کنید ؟ جدا راست می گم )بعد از این آموزش وبلاگ نویسی مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات و مدیران محترمشون تازه به وجود وبلاگ پی بردند و بعضا صاحب وبلاگ شدند .در این میان ما هم با نظر موافق مسئولان یکی از مراکز (لاله ) که در بوستان لاله تهرانسر واقع شده بود را به عنوان خانه وبلاگ نام گذاری کردیم ، و ماموریت ان مرکز را توسعه و معرفی وبلاگ به شهروندان تعیین کردیم . در این ایام کارگاههای آموزش وبلاگ نویسی در سایر مراکز را به صورت هفتگی پی گیری کردیم . و این روند تا پس از انتخاب آقای دکتر قالیباف و همین چند وقت پیش (قبل از تعطیلی مراکز فناوری اطلاعات ) به عنوان یک سنت حسنه در حال پی گیری بود .

    پس از انتخاب آقای قالیباف و  حضور آقای مهندس عباسعلی به عنوان رئیس مرکز فناوری اطلاعات ، طی جلساتی به تبادل دیدگاه با ایشان وآقای مهندس سید مازیار علوی ( که آن روزها معاون پشتیبانی و هماهنگی مرکز بود و بعد ها قائم مقام مرکز شدند ) پرداختیم ، در این میان با توجه به رویکرد سازمان به توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک  ایده تاسیس باشگاه وبلاگ نویسان تهران متولد شد . که علت اصلی و اساسی این تبلور را می توان توجه مدیریت جدید به این مساله و بهره گیری از دیدگاههای کارشناسی و تجربه قبلی دانست . اما اینجانب در همان ابتدای شکل گیری این ایده بسیار گفتم که این طرح را آخر سیاسی می کنند و باید احتیاط کرد .

شکل گیری برداشت های سیاسی 

تاکید آقای دکتر عسگری ( مشاور فرهنگی فعلی شهردار و رئیس سابق سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ) مبنی بر انجام سریع امور و راه اندازی فوری باشگاه پس از طرح مساله توسط آقای عباسعلی در شورای مدیران سازمان ، آغاز دردسری بود که ما در مرکز باید تحمل می کردیم . بله ، این طرح فقط به علت اشتیاق سازمان به اجرای سریع در معرض اتهام سیاسی سازی فضای وبلاگ و... قرار گرفت ، آخر نصب تابلو باشگاه بعد از سه چهار ماه از شروع فعالیت شهردار جدیدی چون قالیباف ، و تب سیاسی باقی مانده از انتخابات ریاست جمهوری چیزی جز این نصیب ذهن ساده اندیش و بدور از ماجرا نمی کند. واقع امر این است اشتیاق زدگی سازمان برای ایجاد درگاه جدید زمینه سوء استفاده را فراهم ساخت .

شورای برنامه ریزی و تاسیس باشگاه ، مرجع هدایت امور باشگاه

بر خلاف تصور عده ای که تاسیس باشگاه را بخشنامه گونه و با ابلاغ دکتر قالیباف تلقی می نمایند ، پس از شکل گیری  ایده تاسیس باشگاه ، شورای برنامه ریزی و تاسیس باشگاه با هدف بررسی کارشناسی همه زوایای تاسیس و فعالیت باشگاه با حضور مهندس عباسعلی "رئیس مرکز " ، مهندس علوی "معاون پشتیبانی و هماهنگی مرکز که بعدها قائم مقام مرکز شد " ، رضا محبی "رئیس سابق خانه هنر گلها ) همان مکانی که باشگاه وبلاگ نویسان شد )   که بعدها مدیر توسعه مرکز و سپس سرپرست باشگاه شد، خانم زهرا رضائی ( سردبیر سرویس سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان که به عنوان مسئول باشگاه انتخاب شد ) و اینجانب بهروز شیخ رودی که اتفاقا در دوره حضور و ریاست مشائی( معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ) در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران به مرکز فناوری اطلاعات آمدم و عهده دار مسئولیت کارشناس مسئولی برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات شدم تشکیل شد .

اگر دقت کنید می بینید ، یک خبرنگارسیاسی آشنا به وبلاگ و وبلاگ نویسی ، دو کارشناس که از گذشته در مرکز حضور داشتند ، دو مدیر که پس از حضور آقای قالیباف در شهرداری به مرکز آمدند ، در این شورا عضوند ، پس نمی توان سیاسی بودن ، تبلیغات چی بودن و دیکته شدن ابلاغی تاسیس باشگاه را به این راحتی پذیرفت .

با توجه به اهمیت موضوع جلسات این شورا گاه و بیگاه شکل می گرفت و به درازا می انجامید ، در همین شورا ترکیب اداره و سازمان اداره باشگاه تعیین شد .

با توجه به وجود شائبه های سیاسی و برای پرهیز از استفاده ابزاری از باشگاه در دوره های بعد و جلب نظر مساعد دستگاههای اجرائی ؛ عالی ترین مرجع اداره و سیاست گذاری باشگاه هیئت امناء باشگاه تعیین شد ، که آئین نامه ، اعضاء و حدود اختیارات این هیئت نیز تعیین گردید .

برای جلب نظر سرویس دهندگان و وبلاگ نویسان مرجع و موثر ، شورای راهبردی و سیاست گذاری با عضویت مدیران سرویس دهندگان وبلاگ فارسی ، 3نماینده وبلاگ نویسان عضو باشگاه ، بعلاوه اعضاء شورای برنامه ریزی و  تاسیس باشگاه نیز به عنوان بازوی هیئت امناء برای اداره باشگاه تعیین شدند .

کلیه مستندات مربوط به هیئت امناء و شورای مذکور موجود و قابل ارائه است .

علاوه براین تا پایان سال هشتاد و چهار ، با وجود شروع فعالیت ها از دی ماه ، آئین نامه ها و دستورالعمل های مربوط به تشکیل کانون های باشگاه نیز تدوین شد .

  مشورت با وبلاگ نویسان و سرویس دهندگان  

در جریان تاسیس باشگاه و پیش از افتتاح رسمیش من ، محبی و خانم رضائی هرکدام جداگانه و یا مشترک با سایر اعضاء جلساتی زا با وبلاگ نویسان ، سرویس دهندگان برگزار کردیم .

مشخصا خود من چندین جلسه با شیرازی (مدیرعزیزبلاگفا) برگزار کردم ، وگروهی از کارکنان را نیز مامور کامنت گذاشتن دروبلاگ ها و فراخوان ایده هایشان درباره باشگاه و تماس با مرکز نمودم .

غوغاسالاری و سکوت  

  البته مرکز فناوری اطلاعات هیچ وقت به این غوغاسالاری ها جواب نداد ، نه به علت صحتش ، بلکه به علت عدم اهمیت و کذب بودنش ، و همین امر بسیار ضربه های اساسی به فعالیت باشگاه زد ، از ایجاد بی اعتمادی تا تعطیلی خیلی از فعالیت ها برای پرهیز از شائبه سیاسی بودن ، البته همه این استراتژی مرحون تفکر مهندس عباسعلی بود، ایشان معتقد بود ما باید اعتماد سازی کنیم ، و در این راه  خانم زهرا رضائی چه مصیبت ها ، تلاش ها و قعالیت ها که متحمل نش ، جلساتی گذاشت تا بلاگرها بیان و براشون باشگاه را تشریح کرد ، تا بتونه اعتماد جلب کند.

اندیشه ای که سیاسی شد

متاسفانه این اندیشه کارشناسی ، که در سطح مدیران و کارشناسان مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در زمستان هشتاد و چهار شکل گرفت و در تابستان هشتاد و پنج رسما رونمائی شد ، در نبردی نابرابر سیاسی جلوه شد و بار دیگر خلاقیت کارشناسی و تدبیر مدیریت برای ایجاد آن به مدد عجله و اشتیاق برای رونمائی فعالیت از سوی مدیران ارشد سازمان و توهم توطئه در برخی به بار ننشست

ببینید، بخوانید و قضاوت کنید

دو لینک زیر بدون هیچ گونه قصدی و صرفا به علت جزابیت نوع روایت برای مثال ذکر می شود :

یادداشت های یک دانش ناپذیر   روایت ایشان از افتتاح باشگاه را ببینید

 نگاهی ستاد گونه به باشگاه   روایت ایشان از فعالیت های باشگاه را ببینید

 البته آنچه که آمد ، به معنای عدم وارد بودن انتقادبه باشگاه نیست ، بلکه خود من نیز انتقادات بسیاری را بر باشگاه و حتی فعالیت های خودم و سایر دوستانم وارد می دانم ، اما این همه روایت تلاشی است که سرانجامش عدم فعالیت باشگاه در آستانه نخستین سال فعالیت است ، باشگاهی که در حقیقی اش نیمه باز و بدور از حرکت و در مجازی اش بسته است . هدف من آسیب شناسی نیست ، روایت تجربه ای است که محکوم به شکستش کردند ؛ اما امروز از زاویه همان دیدگاه و ایده شاهد رونق و حضور کانون ها و دفاتر مختلف وبلاگ نویسی هستیم .  

ادامه دارد

بهروز شیخ رودی ; ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +