خوانند گان گرامی

سلام

وقت بخیر ، متاسفانه این وب نوشته دیگر بروز رسانی نخواهد شد ، در صورت تمایل به پیگیری دیدگاهها و نوشته های من می توانید از طریق آدرس های زیر اقدام فرمائید :

sheikhrodi.ir

weblogpajouh.ir

campain.ir

 

پیشاپیش از همراهی و حسن نظر دوست عزیز و گرانقدر جناب آقای بوترابی " مدیر محترم گروه سایت های پرشین بلاگ " تشکر می نمایم و از خدمات این سرویس که نخستین سرویس وبلاگ فارسی زبانان است و تولدش آغازگر موج های خروشان وبلاگ نویسی فارسی زبانان را رغم زد به سهم خودم سپاسگذارم .

بهروز شیخ رودی ; ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()    +

وبلاگ و انتخابات

وب فارسی ، سیاست و انتخابات -1

وبلاگ و دموکراسی سایبر

درآمد :

وب فارسی زبانان در آستانه انتخابات مجلس هشتم ، که حضور پرشور و مشارکت حداکثری هم میهنان با هر گرایش سیاسی زمینه های تقویت «همبستگی ملی » و «امنیت ملی » را در ابعاد کلان برای کشور فراهم خواهد نمود ، قطعا فضائی پرشور را تجربه خواهد کرد . هرچند این تجربه با عنایت به رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در جمع مردم شریف یزد باید مبتنی بر «اخلاق » و «توسعه مشارکت همگانی » استوار شود . بر همین اساس جهت آشنائی با کارکردهائی که وبلاگ ها به عنوان رکن اصلی وب فارسی ( از دیدگاه کمی و کیفی ) دارا می باشند ، به بررسی جایگاه و نقش وبلاگ در فضای سیاسی وب می پردازیم .

دموکراسی سایبر(دموکراسی الکترونیک) :

در تعریف این بخش از جامعه الکترونیکی می توان گفت  استفاده از فنـاوري اطلاعـات و ارتباطات    براي پشتيباني مشاركت شهروندان در تصميم گيري هاي دمـوكراتيك مثل  انتخابات ، همه پرسي ها و مرحله تبليغات پيش از آنهاست . بر اساس تعریف یاد شده ، تحقق دموکراسی سایبر را می توان در بخش هائی چون :

-          تبلیغات   -   اطلاع رسانی     -   جلب و پشتیبانی مشارکت     -     برگزاری انتخابات با امکانات فناوری اطلاعات  

دانست .

محورهای دموکراسی سایبر:

 با توجه به تعریف و نگاهی دقیق به موضوع ، می توان دریافت که بدون شک برای تحقق بخشیدن به دموکراسی سایبر و هدف نهائی آن یعنی برگزاری انتخابات الکترونیک ، نیازمند به بهره گیری از ابزارهای مختلف جامعه اطلاعاتی و تارنمای وب می باشیم . چارچوب دموکراسی سایبر در جدول زیر با توجه به فرآیندها و پیچیدگی چرخه اجرا در سطح جامعه اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته است . در می یابیم که وبلاگ ، وب سایت ، پست الکترونیک ، اتاقهای گفتگوی اینترنتی همه با هم در سطوح مختلفی از پیچیدگی ارتباطی به تصمیم گیری شهروندان در انتخابات الکترونیکی منجر می شوند .

سطح پیچیدگی

ارتباطات

فرآیندها

کسب اطلاعات

شکل گیری ایده

تصمیم گیری

ارائه اطلاعات

استفاده از Weblog-Website

 

 

ارتباط یک طرفه

 

استفاده از E-mail

 

ارتباط دو طرفه

 

استفاده از Chat room

 

تراکنش

 

 

استفاده از  E-voting

دموکراسی سایبر:

 وبلاگ ها به عنوان رسانه هائی اثر گذار در حوزه جامعه اطلاعاتی و نهایتا جامعه حقیقی ، در کنار کارکردهای سیاسی – اجتماعی که می توان برایشان قائل بود ، در تحقق بخشیدن به دموکراسی سایبر ، یکی از ارکان اساسی ،گام نخست مشارکت و تصمیم گیری قلمداد می گردد . بدون شک کسب اطلاعات مهم ترین هدف مخاطبان وبلاگ ها در جریان دموکراسی سایبر، کارکردهای وبلاگ نیز چیزی جز ارائه اطلاعات نخواهد بود . ارائه اطلاعات صحیح ، بدور از تخریب و مبتنی بر توسعه مشارکت همگانی برای تصمیم گیری می تواند وبلاگ ها را در کسب جایگاه واقعی شان در تحقق دموکراسی سایبر یاری نمایند .

وبلاگ فارسی و انتخابات :

وبلاگ فارسی به عنوان رکن اصلی تشکیل دهنده وب فارسی زبان ، نمی تواند کارکردی فارغ از آنچه برای وبلاگ در تحقق دموکراسی سایبر در نظر داشتیم داشته باشد . اکنون که جامعه سیاسی کشورمان تا تجربه انتخابات الکترونیک گامی فاصله ندارد ، باید زمینه های تحقق دموکراسی سایبر یا به عبارتی همان انتخابات الکترونیکی در یک سخن را فراهم ساخت . برای فراهم ساختن این زمینه بدون شک وبلاگ ها می توانند نقش موثری را در جامعه حقیقی و مجازی ایفا نمایند .پرداختن وبلاگ ها و ارائه اطلاعات شفاف و صحیح ، مبتنی بر جلب و توسعه مشارکت همگانی برای تصمیم گیری مخاطبان از سوی وبلاگ ها ، هدایت و نظارت موثر سرویس وبلاگ ها بر فعالیت های یاد شده به منظور جلوگیری استفاده ابزاری از وبلاگ به عنوان ابزاری برای تخریب و انتشار اطلاعات غلط و نیز طرح مسائلی چون تحریم انتخابات و ... گامهائی خواهد بود، که وبلاگ فارسی را در پیمودن دوران انتخابات مجلس هشتم و ایفای نقش موثراین رسانه در تقویت همبستگی ملی وافزایش ضریب امنیت ملی یاری خواهند نمود .

بهروز شیخ رودی ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

مدیریت شهری -۱

بررسی وضعیت سازمان های موثر دراداره کلانشهر تهران-1

تهران شهری با 170 قلمرو مدیریتی 

 

واژه های کلیدی:

 حکومت ، حاکمیت ، شهر- منطقه ، منطقه کلان شهر تهران، تفرق سیاسی ،  تفرق عملکردی

 

 

از حدود چهار دهۀ پیش عوامل مختلفی موجب توسعه فیزیکی شهر تهران و افزایش روابط وپیوندهای آن با منطقه پیرامونی خود شده و به تدریج منطقه عملکردی یا مجموعۀ شهری تهران را شکل داده است . برخی از این عوامل عبارتند از :

-        افزایش طبیعی جمعیت

-        افزایش مهاجرت از روستاها و شهرها به تهران

-        تصویب طرح جامع تهران وافزایش قیمت زمین در داخل محدودۀ طرح و در نتیجه اسکان اقشار کم درآمد در اراضی پیرامونی

-        اعمال محدودیت هایی در زمینه استقرار منابع و کارخانه ها درقلمرو و بداخل شهر و نظایر آن .

عوامل فوق موجب افزایش و پخش جمعیت و فعالیت و گسترش قلمرو کلان شهری تهران شده است . به این ترتیب در حالی که در سال 1345 شهر تهران با جمعیت حدود 7/2 میلیون نفر نزدیک به 80 درصد جمعیت شهر منطقه تهران را به خود اختصاص دده است در سال 1386 و با افزایش جمعیت شهر تهران به بیش از هشت میلیون نفر این نسبت به 60 درصد کاهش یافته است.

 

بررسی تحولات نسبت جمعیت شهر تهران نسبت به جمعیت منطقه کلان شهری تهران

جمعیت تهران درسال1345

نسبت جمعیت شهر به جمعیت منطقه عملکردی

جمعیت شهر تهران در سال 1386

نسبت جمعیت شهر به جمعیت منطقه عملکردی

7/2 میلیون نفر

80%

بیش از 8 میلیون نفر

60%

 

روند سریع گسترش منطقه عملکردی تهران، بدون پیش بینی و استقرار ترتیبات نهادی و قانونی لازم برای کنترل و هدایت توسعه و ارائه خدمات متناسب در کل منطقه موجب بروز مشکلات و چالش های محتوایی متعدد همچون

-        گسترش سکونت گاههای غیر رسمی

-        تخریب محیط زیست

-        از بین رفتن اراضی مرغوب باغی و کشاورزی

-        آلودگی های آب و خاک و هوا

-        ناکارایی شبکه حمل و نقل

-        و....

شده است . علاوه بر این ها چالش دیگری که به ابعاد فرآیندی و رویه ای سیاستگذاری و بهره ای تصمیمات مربوط می شود و در منطقه کلان شهری تهران به صورت حاد و بحرانی وجود دارد ،تفرق و پراکندگی سیاسی و حکومتی در اداره و مدیریت منطقه عملکردی تهران است.

این چالش در بسیاری از موارد علت مشکل گیری و یا تشدید مشکلات یاد شده است . در این زمینه منظور از تفرق سیاسی وجود تعداد زیاد قلمروهای حکومتی- مدیریتی مستقل از هم در گستره مناطق شهری است. که مانع از اتخاذ تصمیمات سیاسی یکپارچه در حل گستره منطقه می شود.

مجموعه شهری تهران در شرایط کشوری مثل ایران که تصمیم گیری درباره ارائه خدمات عمومی در درون هریک از قلمروهای مدیریتی انحصاراً در دست شهرداری یا نهاد مدیریت شهری نیست و شعبه های استانی و شهرستانی وزارتخانه ها و سازمان های مرکزی نیز عملاً بخش عمده ای از ارائه خدمات شهری را در دست دارند با تفوق عملکردی نیز روبه رو است.

تهران به عنوان پایتخت ایران و کلان شهر مرکزی شهر- منطقه با وسعت حدود 700 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ برهشت میلیون نفر در مرکز هندسی منطقه کلان شهری تهران قرار گرفته است . منطقه عملکردی تهران که موضوع اصلی این بررسی است، جمعیتی بالغ بر 3/12 میلیون نفر دارد و مساحتی نزدیک به 16000 کیلومتر مربع را پوشش می دهد. جمعیت کنونی شهر تهران به عنوان کلان شهر مرکزی منطقه نزدیک به 60 درصد کل جمعیت منطقه را به خود اختصاص می دهد و شامل 22 منطقه شهرداری است که در مجموع 7/4 درصد مساحت کل شهر- منطقه را به خود اختصاص می دهد. شهر منطقه تهران تقریباً بیش از 90 درصد مساحت استان تهران را در برمی گیرد. درحال حاضر این محدوده متشکل از 120 شهرستان، بیش از 30 بخش ( قلمروهای حکومتی) و نیز بیش از 50 محدوده شهرداری (قلمرو مدیریتی ) است. که درحال حاضر 1500 محدوده مدیریتی روستا (دهیاری) نیز در حال پیوستن و افزایش به مجموعه قلمروهای حکومتی و مدیریتی این شهر- منطقه می باشند.

مطالعات مبانی نظری نشان داد که تفرق سیاسی مهم ترین چالش فراروی اداره و حاکمیت مناطق کلان شهری است که برخورد با آن مستلزم اتخاذ و اجرای سیاست های متناسب منطقه گرایی برای اداره منطقه است. مطالعات نظام اداره و حاکمیت منطقه کلان شهری تهران در سه بخش اصلی مطالعات قلمرویی، مطالعات نهادی و مطالعات منابع مالی و اقتصادی انجام شده حاکی از وجود تفرق سیاسی و عملکردی به صورت توام و و روند روبه افزایش آن در دهه های اخیر است، به طوری که تعداد قلمروهای حکومتی و مدیریتی در منطقه کلان شهری تهران از حدود 60 قلمرو به نزدیک 170 قلمرو رسیده است. این درحالی است که هیچ ساز و کاری برای هماهنگی، همکاری و همیاری بین این تعداد قلمروهای حکومتی و مدیریتی و نیز نهادهای بخش درون منطقه تدبیر نشده است. این امر موجب گسترش بیشتر اثرات سوء تفرق سیاسی در منطقه کلان شهری گشته است ، که شواهد آن در قالب افزایش حاشیه نشینی و سکونت گاههای غیر رسمی، تخریب بیشتر منابع محیطی و توسعه پراکنده ، شکاف سطح توسعه بین مرکز و پیرامون غیره مشاهده            می شود.

مطالعات نهادی نشان می دهد که اداره و حاکمیت منطقه کلان شهری چه درون هریک از قلمروها و چه در کل گستره منطقه کلان شهری بین دو دسته عناصر حکومتی و عمومی تقسیم شده است. و بخش ها و گروههای ذینفع دیگر تاثیر چندانی در آن ندارند. تفرق سیاسی در این بخش نیز اثرات خود را نشان میدهد. به طوری که سازو کار مشخصی برای هماهنگی ، همکاری، و همیاری       بین این دو دسته عناصر حکومتی و مدیریتی درمنطقه کلان شهری نیز تدبیر نشده است. تفرق سیاسی و فقدان نگرش منطقه گرایی در اداره منطقه کلان شهری در بخش منابع مادی و اقتصادی منطقه نیز اثرات خود را نشان داده است. شکاف درآمدی و سطح توسعه بین شهرهای مرکزی و پیرامون که به شواهد آن اشاره شده حاکی از شکاف توسعه اقتصادی- اجتماعی بزرگی است که باید تعدیل شود.

نکته دیگر اینکه توان اقتصادی بالای منطقه کلان شهری تهران در شرایط تفرق سیاسی و فقدان نگرش و اقدام یکپارچه اقتصادی – اجتماعی و فضایی مانع از آن خواهد شد منطقه تهران در رقابت با مناطق رقیب جانی جایگاه درخوری بیابد.

درشرایط حاضر آنچه بیش از همه در کاستن از تفرق سیاسی و اثرات سوء آن مهم می نماید . تدوین و توافق به یک چشم انداز مشترک از سوی کلیه عناصر و عوامل ذینفع نفوذ در اداره و مدیریت منطقه است.

 تنها از این طریق این امکان فراهم خواهد شد که نیروها و توان های پراکنده منطقه در جهت تحقق            چشم انداز واحد به جریان افتد.

بهروز شیخ رودی ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

نگاهی به خاطرات افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان تهران در آستانه نخستین سال تاسیس -۱

نگاهی به تاسیس و افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان از دریچه خاطرات

از جرم تا اتفاق مبارک برای تهران مجازی

(بخش اول :نگاهی به شکل گیری اندیشه تشکیل و تاسیس)

به بهانه نخستین سالگرد افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان تهران

یک سال پیش در چنین روز هائی ، به عنوان مدیر امور اجرائی و هماهنگی افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان و سرپرست اداره هماهنگی و برنامه ریزی امور مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ، همراه همکاران خوبی که امروز دیگر حداقل همکار نیستم ولی از جمله بهترین دوستانم بودند و هستند مشغول فراهم ساختن مقدمات افتتاح رسمی باشگاه وبلاگ نویسان تهران بودم ،هر چند فعالیت های ما برای تاسیس باشگاه از دی ماه هشتاد و چهار آغاز شده بود ، اما باشگاه بیست و چهارم تیرماه افتتاح شد . امروز پس از یک سال و اندی آغاز بکار رسمی و غیر رسمی باشگاه وبلاگ نویسان در آستانه نخستین سالگرد افتتاح باشگاه هستیم ، باشگاهی که در چنبره سیاست های آزمون و خطای مدیران ارشد اسبق سازمان فرهنگی و هنری برای اجرای سیاست توسعه خدمات فرهنگ الکترونیک ، به عنوان سمبل فعالیت های مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری تعطیلی و اضمحلال را به بهانه اجرای اصل چهل و چهار قانون اساسی تجربه می کند .   اما من به علت همان اشتیاقی که در دوران تاسیس و افتتاح همراه همکاران و دوستانم تلاش کردیم ، امروز می خواهم خاطراتم را فارغ از غوغاسالاری مخالفین و منتقدین باشگاه و فضای شغلی ام و تنها به عنوان یک وبلاگ نویس و فعال افتتاح باشگاه طرح کنم ، نه به بهانه طرح باشگاه ، به بهانه مظلومیت اندیشه فعالیت و تشکیل باشگاه ، البته جهت اطلاع خوانندگان عرض می کنم ، اکنون حدود 9 ماه است که من هیچ وابستگی و ارتباطی با مرکز فناوری اطلاعات ندارم ، ضمنا عنوان تیتر را از ترکیب تیترسخنان سخنرانان مراسم افتتاحیه در ایسناانتخاب کرده ام  پس قضاوت با شماست .... 

     خیلی ها اعتقاد داشتند و دارند ، که باشگاه بر اساس دستور دکتر قالیباف شهردار تهران ، و توسط عده ای از حامیان و هوادارانش به منظور ایجاد یک ستاد تبلیغات انتخاباتی اثر بخش در میان وبلاگ نویسان تاسیس و افتتاح شد. این روایت ها را شما با یک جسجوی کوتاه در گوگل می توانید آنها را مطالعه نمائید ، البته روایت و نظرات شخصی هستند که متاسفانه ریشه در توهم توطئه دارند .

 

 زمینه های تاسیس باشگاه در این دوران   

     خیلی ها اگر اعتقادبه سیاسی بودن این کار دارن ، باید ازشون سوال کرد خوب نظریه پرداز عزیز ، می شه بفرمائید چرا افتتاح باشگاه در دوره آقای احمدی نژاد اتفاق نیفتاد ؟ مگه ایشان شهردار نبودند ؟ مگه ایشان کاندیدای ریاست جمهوری نمی خواستند بشوند ؟ مگه مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در زمان ایشان تاسیس نشد ؟

اما از پاسخ این دوستان که بگذریم ، مرکز فناوری اطلاعات سال هشتاد و سه تاسیس شد ، اما سطح فعالیت و اثر بخشی قابل توجهی نداشت ، به گونه ای که من مجبور شدم برای مدیران مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات در اردی بهشت هشتاد و چهار کارگاه آموزش وبلاگ نویسی برگزار کنم . ( باور نمی کنید ؟ جدا راست می گم )بعد از این آموزش وبلاگ نویسی مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات و مدیران محترمشون تازه به وجود وبلاگ پی بردند و بعضا صاحب وبلاگ شدند .در این میان ما هم با نظر موافق مسئولان یکی از مراکز (لاله ) که در بوستان لاله تهرانسر واقع شده بود را به عنوان خانه وبلاگ نام گذاری کردیم ، و ماموریت ان مرکز را توسعه و معرفی وبلاگ به شهروندان تعیین کردیم . در این ایام کارگاههای آموزش وبلاگ نویسی در سایر مراکز را به صورت هفتگی پی گیری کردیم . و این روند تا پس از انتخاب آقای دکتر قالیباف و همین چند وقت پیش (قبل از تعطیلی مراکز فناوری اطلاعات ) به عنوان یک سنت حسنه در حال پی گیری بود .

    پس از انتخاب آقای قالیباف و  حضور آقای مهندس عباسعلی به عنوان رئیس مرکز فناوری اطلاعات ، طی جلساتی به تبادل دیدگاه با ایشان وآقای مهندس سید مازیار علوی ( که آن روزها معاون پشتیبانی و هماهنگی مرکز بود و بعد ها قائم مقام مرکز شدند ) پرداختیم ، در این میان با توجه به رویکرد سازمان به توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک  ایده تاسیس باشگاه وبلاگ نویسان تهران متولد شد . که علت اصلی و اساسی این تبلور را می توان توجه مدیریت جدید به این مساله و بهره گیری از دیدگاههای کارشناسی و تجربه قبلی دانست . اما اینجانب در همان ابتدای شکل گیری این ایده بسیار گفتم که این طرح را آخر سیاسی می کنند و باید احتیاط کرد .

شکل گیری برداشت های سیاسی 

تاکید آقای دکتر عسگری ( مشاور فرهنگی فعلی شهردار و رئیس سابق سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ) مبنی بر انجام سریع امور و راه اندازی فوری باشگاه پس از طرح مساله توسط آقای عباسعلی در شورای مدیران سازمان ، آغاز دردسری بود که ما در مرکز باید تحمل می کردیم . بله ، این طرح فقط به علت اشتیاق سازمان به اجرای سریع در معرض اتهام سیاسی سازی فضای وبلاگ و... قرار گرفت ، آخر نصب تابلو باشگاه بعد از سه چهار ماه از شروع فعالیت شهردار جدیدی چون قالیباف ، و تب سیاسی باقی مانده از انتخابات ریاست جمهوری چیزی جز این نصیب ذهن ساده اندیش و بدور از ماجرا نمی کند. واقع امر این است اشتیاق زدگی سازمان برای ایجاد درگاه جدید زمینه سوء استفاده را فراهم ساخت .

شورای برنامه ریزی و تاسیس باشگاه ، مرجع هدایت امور باشگاه

بر خلاف تصور عده ای که تاسیس باشگاه را بخشنامه گونه و با ابلاغ دکتر قالیباف تلقی می نمایند ، پس از شکل گیری  ایده تاسیس باشگاه ، شورای برنامه ریزی و تاسیس باشگاه با هدف بررسی کارشناسی همه زوایای تاسیس و فعالیت باشگاه با حضور مهندس عباسعلی "رئیس مرکز " ، مهندس علوی "معاون پشتیبانی و هماهنگی مرکز که بعدها قائم مقام مرکز شد " ، رضا محبی "رئیس سابق خانه هنر گلها ) همان مکانی که باشگاه وبلاگ نویسان شد )   که بعدها مدیر توسعه مرکز و سپس سرپرست باشگاه شد، خانم زهرا رضائی ( سردبیر سرویس سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان که به عنوان مسئول باشگاه انتخاب شد ) و اینجانب بهروز شیخ رودی که اتفاقا در دوره حضور و ریاست مشائی( معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ) در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران به مرکز فناوری اطلاعات آمدم و عهده دار مسئولیت کارشناس مسئولی برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات شدم تشکیل شد .

اگر دقت کنید می بینید ، یک خبرنگارسیاسی آشنا به وبلاگ و وبلاگ نویسی ، دو کارشناس که از گذشته در مرکز حضور داشتند ، دو مدیر که پس از حضور آقای قالیباف در شهرداری به مرکز آمدند ، در این شورا عضوند ، پس نمی توان سیاسی بودن ، تبلیغات چی بودن و دیکته شدن ابلاغی تاسیس باشگاه را به این راحتی پذیرفت .

با توجه به اهمیت موضوع جلسات این شورا گاه و بیگاه شکل می گرفت و به درازا می انجامید ، در همین شورا ترکیب اداره و سازمان اداره باشگاه تعیین شد .

با توجه به وجود شائبه های سیاسی و برای پرهیز از استفاده ابزاری از باشگاه در دوره های بعد و جلب نظر مساعد دستگاههای اجرائی ؛ عالی ترین مرجع اداره و سیاست گذاری باشگاه هیئت امناء باشگاه تعیین شد ، که آئین نامه ، اعضاء و حدود اختیارات این هیئت نیز تعیین گردید .

برای جلب نظر سرویس دهندگان و وبلاگ نویسان مرجع و موثر ، شورای راهبردی و سیاست گذاری با عضویت مدیران سرویس دهندگان وبلاگ فارسی ، 3نماینده وبلاگ نویسان عضو باشگاه ، بعلاوه اعضاء شورای برنامه ریزی و  تاسیس باشگاه نیز به عنوان بازوی هیئت امناء برای اداره باشگاه تعیین شدند .

کلیه مستندات مربوط به هیئت امناء و شورای مذکور موجود و قابل ارائه است .

علاوه براین تا پایان سال هشتاد و چهار ، با وجود شروع فعالیت ها از دی ماه ، آئین نامه ها و دستورالعمل های مربوط به تشکیل کانون های باشگاه نیز تدوین شد .

  مشورت با وبلاگ نویسان و سرویس دهندگان  

در جریان تاسیس باشگاه و پیش از افتتاح رسمیش من ، محبی و خانم رضائی هرکدام جداگانه و یا مشترک با سایر اعضاء جلساتی زا با وبلاگ نویسان ، سرویس دهندگان برگزار کردیم .

مشخصا خود من چندین جلسه با شیرازی (مدیرعزیزبلاگفا) برگزار کردم ، وگروهی از کارکنان را نیز مامور کامنت گذاشتن دروبلاگ ها و فراخوان ایده هایشان درباره باشگاه و تماس با مرکز نمودم .

غوغاسالاری و سکوت  

  البته مرکز فناوری اطلاعات هیچ وقت به این غوغاسالاری ها جواب نداد ، نه به علت صحتش ، بلکه به علت عدم اهمیت و کذب بودنش ، و همین امر بسیار ضربه های اساسی به فعالیت باشگاه زد ، از ایجاد بی اعتمادی تا تعطیلی خیلی از فعالیت ها برای پرهیز از شائبه سیاسی بودن ، البته همه این استراتژی مرحون تفکر مهندس عباسعلی بود، ایشان معتقد بود ما باید اعتماد سازی کنیم ، و در این راه  خانم زهرا رضائی چه مصیبت ها ، تلاش ها و قعالیت ها که متحمل نش ، جلساتی گذاشت تا بلاگرها بیان و براشون باشگاه را تشریح کرد ، تا بتونه اعتماد جلب کند.

اندیشه ای که سیاسی شد

متاسفانه این اندیشه کارشناسی ، که در سطح مدیران و کارشناسان مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در زمستان هشتاد و چهار شکل گرفت و در تابستان هشتاد و پنج رسما رونمائی شد ، در نبردی نابرابر سیاسی جلوه شد و بار دیگر خلاقیت کارشناسی و تدبیر مدیریت برای ایجاد آن به مدد عجله و اشتیاق برای رونمائی فعالیت از سوی مدیران ارشد سازمان و توهم توطئه در برخی به بار ننشست

ببینید، بخوانید و قضاوت کنید

دو لینک زیر بدون هیچ گونه قصدی و صرفا به علت جزابیت نوع روایت برای مثال ذکر می شود :

یادداشت های یک دانش ناپذیر   روایت ایشان از افتتاح باشگاه را ببینید

 نگاهی ستاد گونه به باشگاه   روایت ایشان از فعالیت های باشگاه را ببینید

 البته آنچه که آمد ، به معنای عدم وارد بودن انتقادبه باشگاه نیست ، بلکه خود من نیز انتقادات بسیاری را بر باشگاه و حتی فعالیت های خودم و سایر دوستانم وارد می دانم ، اما این همه روایت تلاشی است که سرانجامش عدم فعالیت باشگاه در آستانه نخستین سال فعالیت است ، باشگاهی که در حقیقی اش نیمه باز و بدور از حرکت و در مجازی اش بسته است . هدف من آسیب شناسی نیست ، روایت تجربه ای است که محکوم به شکستش کردند ؛ اما امروز از زاویه همان دیدگاه و ایده شاهد رونق و حضور کانون ها و دفاتر مختلف وبلاگ نویسی هستیم .  

ادامه دارد

بهروز شیخ رودی ; ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

حکمرانی خوب و شهرداری تهران

نگاهی به راهکارهای استقرار حکمرانی خوب در شهرداری تهران -1

137

درگاهی

برای

استقرار حکمرانی خوب

 

حکمرانی ، يک مفهوم چند وجهی است که جنبه های متعدد به کارگيری قدرت را به واسطه نهادهای رسمی و غير رسمی در بر می گيرد و منشاء مديريت نظام تلقی می شود. دولت ها برای سعادت و پيشرفت شهروندان شان باید از اين قدرت استفاده کنند تا به توسعه برسند. البته در اينجا توسعه به رشد آگاهی و نگاه شهروندان نيز بستگی دارد تا محيط مناسب را برای نهادها، منافع و سياست هايی که نيازمند رابطه متقابل دولت و مردم است فراهم سازند.

در واقع می توان گفت که حکمرانی توانايی دولت در جهت:

- شفاف سازی سياسی و پذيرش انتقاد شهروندان

است.

اين مولفه ها مواردی هستند که بانک جهانی از آنها به عنوان اهدافی که دولت ها بايد به آن بپردازند سخن به ميان آورده است. از ديدگاه اين سازمان بين المللی ، تمام کشورها بايد اين اهداف را صرف نظر از توانايی های مالی شان دنبال کنند.

مهمترين ابعاد حکمرانی خوب عبارتنداز:

مشارکت شهروندان، كيفيت سیاست های حکومت، توسعه اجتماعی و مدیریت مطلوب اقتصادی

شهرداری تهران ، به عنوان یک نهاد عمومی در محدوده جغرافیائی شهر تهران اداره ، مدیریت خدمات شهری و خدمت رسانی به شهروندان ، ساکنان و مراجعان به پایتخت جمهوری اسلامی را بر عهده دارد ، هر چند شهرداری تهران وظایف و اختیارات لازم برای مدیریت این کلانشهر و اداره حکومت محلی در تهران را بر اساس قوانین و مقررات موجود ندارد ، اما در تلاش است تا زمینه بسط و گسترش مدیریت موثر و مطلوب را برای حکمرانی خوب در حوزه مسئولیت و مدیریتی خویش فراهم سازد .

مرکز سامانه مدیریت شهری تهران137 ؛ در دوره جدید مدیریت شهرداری تهران به عنوان درگاه ارتباط شهروندان با مدیریت ارشد شهر می تواند به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای بسط و گسترش حاکمیت خوب درشهرداری به شمار آید .

این سامانه با

-جلب مشارکت عینی شهروندان زمینه های مدیریت شهروندان بر سازمان شهرداری ،شفاف سازی و پذيرش انتقاد شهروندان فراهم ساختن خدمات عمومی موثر و کارآمد ايجاد زمينه های مساعد و مطلوب برای رشد اقتصادی ثابت در شهر اهتمام به آموزش مشارکت شهروندی و بهداشت محیطی شهروندان

فراهم ساختن خدمات عمومی موثر و کارآمد

- ايجاد زمينه های مساعد و مطلوب برای رشد اقتصادی ثابت

- اهتمام به آموزش و بهداشت عمومی شهروندان

را فراهم می سازد .

عنایت به این نکته که یکی از مهم ترین و اساسی ترین شاخصه های حکمرانی خوب مشارکت شهروندان فارغ از زمان ، مکان ، جنسیت ، گرایشات و دیدگاههای سیاسی برای اداره مجموعه حکومتی و یا سازمانی به شمار می آیید ، می توان گفت 137 با توجه به فراهم ساختن مشارکت شهروندان برای مدیریت شهر و شهرداری فارغ از زمان ، مکان و تنها با یک تماس تلفنی خود اقدامی موثر برای استقرار حکمرانی خوب در شهرداری تهران به شمار می رود .

-

بهروز شیخ رودی ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

سرانجام استراتژی خدمات فرهنگی الکترونيک

تعطیلی مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران

اقدامی بر خلاف استراتژی توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک

 

      هنوز بسیاری از شهروندان تهرانی ، خصوصا شهروندان و نخبگان حوزه فناوری اطلاعات ، اعلام توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ، از سوی دکتر علی عسگری چهارمین رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران ، در ابتدای برروی کارآمدن در آبان ماه هشتاد و چهار را به خاطر دارند. چندی پس از اعلام این استراتژي و در راستای دستیابی به این امر و توسعه خدمات و سرویس های الکترونیکی ، مهندس مهدی عباسعلی رئیس مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در ابتدای سال هشتاد و پنج با طرح شعار" هشتاد و پنج مرکز فرهنگی فناوری اطلاعات در سال هشتاد و پنج " محور توسعه فیزیکی و گسترش درگاههای ارتباط شهروندان تهرانی با سازمان و سرویس های الکترونیک خدمات فرهنگی ، همچنین دسترسی و دستیابی به خطوط پرسرعت اینترنتی را با ایجاد و تاسیس هشتاد و پنج مرکز فرهنگی فناوری اطلاعات را  به عنوان گامی برای دستیابی به استراتژی توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک مطرح نمود. که در راستای اجرای برنامه موسوم به هشتاد و پنج مرکز در سال هشتاد و پنج ( 85*85) شاهد افتتاح باشگاه وبلاگ نویسان تهران و..... در سال هشتاد و پنج بودیم. روند توسعه مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات به عنوان یک اقدام عملی و محله گرایانه در عملیاتی ساختن استراتژی توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک تا پایان نیمه اول سال هشتاد و پنج تاسیس و فعالیت بیش از بیست مرکز فرهنگی فناوری اطلاعات را در محلات مختلف شهر با همراهی و همکاری شهرداری مناطق به ارمغان آورد . اما این روند در ادامه و تا پایان سال به علت عدم حمایت سازمان فرهنگی و هنری (تامین اعتبار ؛ منابع انسانی و تجهیزات و... ) از فعالیت های توسعه ای مرکز فناوری اطلاعات با رکود مواجه گردید . تصویب سند و طرح جامع فناوری اطلاعات شهر تهران در صحن علنی شورای شهر ، ابقای دکتر محمد باقر قالیباف در کسوت مقام ارشد شهرداری تهران در ماههای  آغازین  سال هشتاد و شش می رفت که نوید ادامه و پایان طرح نیمه تمام توسعه مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات را برای شهروندان تهرانی و کاربران خدمات فرهنگی الکترونیک به ارمغان داشته باشد .

     متاسفانه در آغازین روزهای اردیبهشت ماه هشتاد و شش مصاحبه رضا شرفی (مدیر روابط عمومی مرکز فناوری اطلاعات ) و اعلام ابلاغ سیاست اجرائی واگذاری مراکزفرهنگی فناوری اطلاعات در راستای اصل چهل و چهار قانون اساسی و همچنین به گوش رسیدن شایعه ای که بعدها به واقعیت پیوست و بر اساس آن مرکز فناوری اطلاعات سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران تا پایان اردیبهشت ماه تعطیل واز آن تاریخ به بعد  موسسه رایانه شهرکه تا پیش از این به عنوان یکی از شرکت های تحت پوشش مرکز و وابسته به سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران اداره می گشت ، مسئولیت اداره و واگذاری مراکز فرهنگی فناوری اطلاعات به بخش خصوصی و پشتیبانی فنی خدمات انفورماتیک سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران را عهده دارمی گردد ، روزهای نه چندان جذابی را برای فعالان خدمات فرهنگی الکترونیک به ارمغان آورد .

بدیهی است این تجربه که در نوع خود نه تنها در سطح کشور بلکه منطقه خاورمیانه بی نظیر بود ( هرچند ممکن است انتقاداتی بر خدمات و عملکردها وارد باشد ، اما نخستین و تا امروز تنها مرکز توسعه کاربری فناوری اطلاعات ،طراحی مدیریت و عرضه خدمات فرهنگی الکترونیک در ابعاد محلی بر بستر وب بود ) ؛ وقوع این امر در سازمانی که دکتر علی عسگری به عنوان عالی ترین مقام اجرائی آن در سیاست ها و استراتژی های خویش ((توسعه خدمات فرهنگی الکترونیک )) را مطرح می نماید و مدیریت ارشد شهرداری را دکتر محمد باقر قالیباف به عنوان یکی از مدیران پیشرو در توسعه خدمات و سرویس های الکترونیکی ( چه در ناجا و شهرداری ها ) بر عهده دارد قدری قابل تامل است .

حقیقت امر این است ؛ هنگامی که بلاگفا اعلام می کندتعداد وبلاگ های سرویس دهنده اش از مرز هشتصد و پنجاه هزار وبلاگ می گذرد ، وزارت فرهنگ و ارشاد سلامی نمایشگاه رسانه های دیجیتال برگزارمی کند و نهایتا سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران مرکز فناوری اطلاعات خویش را تا پای اضمحلال به بهانه اجرای اصل 44 قانون اساس آن هم در یک سازمان خدمت محور فرهنگی و هنری می برد ، باید برای شهروندان تهرانی ، وبلاگ نویسان این کلانشهر و همه کاربران اینترنتش ( که بخش اعظمی از کاربران اینترنت کشور را به خود اختصاص داده اند ) تاسف خورد ....امید آنکه خدمات خانه های فرهنگ و فرهنگسراهای تحت پوشش این سازمان خدمت رسان فرهنگی و هنری ، به اندازه یک وبلاگ بازدید کننده و اثر بخشی داشته باشند

 

بهروز شیخ رودی ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

سازمانهای خدمت رسان

سازمان مجازی ،سازمانی برای خدمت

در اوايل قرن بيستم زماني که ژول ورن نويسنده شهير فرانسوي داستانهايي همچون‌: سفر به کره ماه، 20 هزار فرسنگ زير دريا، دور دنيا در هشتاد روز و... را به رشته تحرير در آورد، خوانندگان داستانهايش اورا نويسنده اي تخيل گرا با روياهاي شيرين و مهيج شناختند و شايد خوشبين ترين طرفداران وي نيز نمي توانستند تصور کنند که پيشرفت علم و تکنولوژي در دهه هاي بعد به آن حد برسد که امروزه سخن گفتن از ساخت مجتمع هاي مسکوني در ماه و اعزام تورهاي تفريحي به آن و يا زير درياها امري ممکن و محتمل محسوب مي شود و امروزه حتي شاهد جنگهاي فرامدرن با زير درياييهاي اتمي که بمراتب از زير دريايي کاپيتان نمو (قهرمان داستانهاي ژول ورن) پيچيده تر و عجيب تر است و هواپيماهاي با سرعت مافوق صوت دور دنيا را در چند ساعت مي پيمايد، هستيم.
انديشه پيدايش سازمانهاي مجازي که اولين بار توسط پيتر دراکر (
Peter F.Drucker) در آغاز دهه 1950 با انتشار کتاب «جهان فرا مدرن با حضور کارکنان انديشه مدار» مطرح شد، در ابتدا همانقدر رويا پردازانه بود که درمورد رمانهاي ژول ورن مطرح شد. حتي بعدها که در سال 1970 الوين تافلر (Alvin Toffler) ايده خلق سازمانهاي مجازي را بسط و گسترش داد، کمتر کسي تصور مي كرد که فناوري ارتباطات و اطلاعات به آن حد از پيشرفت برسد که در سازمانهاي سده بيست و يکمي کار در فضاي مجازي امري اجتناب ناپذير محسوب شود. چه بخواهيم چه نخواهيم، بايد بپذيريم که شرايط کسب و کار امروزه بسيار متفاوت تر از گذشته است و عواملي همچون جهاني شدن و جهاني سازي، پيشرفتهاي شگرف در صنعت رايانه، سرعت سرسام آور جابه جايي اطلاعات، تسهيلات هرچه بيشتر برقراري ارتباطات، تغييرات روز به روز محيط‌هاي بازار يابي، تغييرات پياپي در سليقه ها و ذائقه هاي مشتريان و فزوني يافتن سطح توقعات و انتظارات آنان و... ايجاب مي‌کند که ما جهت پاسخگويي سريع و صحيح به اين تغييرات، بدنبال ساختارهاي نوين و مناسب باشيم. چرا که ساختارهاي سنتي (گروههاي بزرگ از کارکنان با تشکيلات منسجم سلسله مراتبي و تمرکز اختيارات بالا ) که زماني از لحاظ اقتصادي توجيه پذير بود، ديگر جوابگوي اين محيط رقابتي و متغير نيست و مي بايست طرحي نو در اندازيم.
سازمانهاي مختلف رويکردهاي متفاوتي در اين زمينه داشته اند و برخي از سازمانهاي معتبر همچون:
IBM، جنرال الكتريك، مايكروسافت، نايكي، ريبوك، دل، شرکت فيلم سازي فاكس قرن بيستم و... اشکال مختلف سازمانهاي مجازي را بر گزيدند و در اين راه بسيار موفق نيز بوده‌اند.

سازماندهي و ضرورت پرداختن به ساختارهاي جديد
ريچارد ال.دفت (تئوري و طراحي سازمان، ص 19) سازمان را داراي چهار ويژگي مي داند: (ريچارد ال .دفت، تئوري و طراحي سازمان، ص 19)
1)يک نهاد اجتماعي است2) مبتني برهدف است3) ساختار آن بصورتي آگاهانه طرح ريزي شده و داراي سيستمهاي فعال و هماهنگ است 4)با محيط خارجي ارتباط دارد.
در مورد سازماندهي نيز تاکنون تعاريف متعددي توسط انديشمندان سازماني مطرح شده، که به چند مورد آن اشاره مي‌شود:
- سازماندهي عبارت است از فعاليتهاي گروه‌بندي، انتصاب و فراهم کردن شرايط لازم جهت اعمال قدرت براي انجام وظايف سازماني و همچنين ساختار سازماني چارچوبي است که مرزهاي رسمي و فعاليتهاي درون سازماني را تعريف مي‌کند. (لسلي دبليو.ريو و ديگران، ص 204، 2000)
- سازماندهي عبارت است از فرايند واگذارکردن و هماهنگي وظايف و منابع براي رسيدن به اهداف سازمان. يکي از موارد مهم در هماهنگ سازي نيروي انساني واگذاري مشاغل و وظايف گوناگون به کارکنان است .(رابرت ان .ليوسير، ص 11‌، 1997)
- سازماندهي يک نوع فعاليت دوره اي مستمر بوده و در بر گيرنده طراحي کارها و دسته بندي فعاليتها بصورت وظايف، مشاغل و پست سازماني است. بنابراين مي توان گفت، سازماندهي عبارت است از فرآيندي که بر اساس آن تقسيم کار، تعيين مراتب و تنظيم روابط بمنظور کسب اهداف، امکان‌پذير مي‌شود.
منظور از ساختار سازماني فرايندي است که در آن، فعاليتهاي سازماني تقسيم، سازماندهي و هماهنگ مي شوند.(سيد رضا جوادين، مباني سازمان و مديريت، ص 362)
- سازماندهي عبارت است از گماردن و انتصاب افراد در نقاط مختلف نمودار سازماني، در پست‌هاي اجتماعي و پست‌هايي که بر روابط سازماني اين افراد اثر مي گذارد.(ريچارد ال.هال، سازمان، ص 83 )
باتوجه به تعاريف فوق هر سازماني ناگزير است بمنظور سامان بخشيدن به فعاليتهاي خود، ساختار سازماني مناسبي را بر گزيند. در گذشته و يا حتي در زمان حال بسياري از سازمانها ساختارهايي همچون ساختار بر حسب وظيفه، محصول، مکان جغرافيايي، ارباب رجوع و... ويا ترکيبي از آنها را بر مي گزيدند که امروزه اين نوع ساختارها تحت عنوان ساختارهاي سنتي، هرمي يا سلسله مراتبي معروف شده اند، که بالطبع با توجه به شرايط موجود داراي محدوديتهايي است که به اختصار شرح داده مي‌شود: (دکتر مهدي الواني ،مديريت عمومي، ص 106 ، با اندکي تغيير )
1) ساختارهاي سنتي براساس سلسله مراتب ايجاد مي شود و ارتباطات در آن کند و طولاني بوده، فاقد دقت لازم است و انعطاف پذيري لازم را جهت واکنش در برابر تغييرات محيطي ندارد.
2) واحدها مستقل نيستند و براي انجام هدف نهايي شديدا نيازمند يگديگرند. پس ضعف هر واحد تاثير سوء بر کل سيستم سازمان مي گذارد، ضمن آنکه هر واحد پيشرفت نكردن خود را در رابطه با ضعف عملکرد واحد ديگري توجيه مي کند.
3) روابط در ساخت سنتي، فردي است و از روابط گروهي و جمعي کمتر اثري وجود دارد.
4) مديران و کارکنان در اين ساخت تنها در يک رشته خاص که ماموريت و وظيفه واحد آنهاست تجربه و آگاهي پيدا مي‌کنند‌. همچنين تخصصها در خانه هاي سازماني ثابت محبوس شده اند و بتدريج نوعي شيفتگي تخصصي در هر واحد ايجاد مي‌شود.
حال اين سوال پيش مي آيد که در عصر اينترنت و تجارت الکترونيک چه سازماني سود خواهد برد؟آن سازمانهايي که همان ساختار هرمي شکل قديمي را دارند و يا سازمانهايي که بصورت ديگري عمل مي‌کنند؟ پس براي پاسخ به اين سوال بايد ساختاري از سازمانهاي آينده را تجسم و بررسي كنيم.
نظريه پردازان سازماني جي آر.کالبرايث و ادوارد اي.لاونر، صفات جديدي را براي سازمانهاي جديد در مقايسه با سازمانهاي قديمي بيان کرده اند.(رابرت کريتنر و ديگران، ص 427 ، 2001 )
آن چه مسلم به نظر مي‌رسد، ناتواني ساختارهاي سنتي جهت پاسخگويي بهينه به صفات و ويژگيهاي بر شمرده در سازمانهاي جديد است و سازمانها جهت بهره برداري هرچه بيشتر از موقعيتها و فرصتها و برخوردهاي منطقي با تهديدات مي بايست بدنبال ساختارهاي انعطاف پذير تر و با سرعت عمل بيشتر باشند، چرا که سرعت را مي توان مهمترين خصيصه هزاره سوم برشمرد.
نويسندگان آمريکايي ويليام ديويدو و مايکل مالون، در شرح سازمانهاي آينده مي گويند: «از چشم ناظراني که از بيرون نگاه مي کنند، اين سازمانها تقريبا بدون تيغه به نظر مي رسند، با لايه هاي رابطي که نرم، منعطف و دائم در تغييرند و شرکت را به گروههاي ذينفع ، مثل تامين کنندگان مواد اوليه يا ملزومات و مشتريان وصل مي کنند. از داخل که نگاه مي کني ديگر با منظر تشکيلاتي سخت و آهنين سابق رو به رو نمي‌شوي، بلکه دفاتر واحدها و قسمتهاي عمليات پيوسته براساس شرايط و نيازها تغيير شکل مي دهند.»(استوارت کرينر، ديدگاههاي کليدي در مديريت، ص 107)
حاصل نهايي چيزي مي شود که اکنون به آن سازمان مجازي مي گويند و در چنين شرايطي است که انتظار مي رود تعداد شرکتهاي مجازي روز به روز افزايش يابد تا از تکنولوژي در عرصه هاي لجستيک، حمل و نقل و جهاني شدن در جهت تامين نيازهاي مشتريان استفاده کنند.(طارق خليل، مديريت تکنولوژي، ص 131)
اين سازمانها از نوعي تلفيق تازه ميان گروهها و واحدهاي پراکنده اي که با مدد شبکه ارتباطي با هم پيوند خورده و تشکل جديدي را بوجود آورده اند، خبر مي دهد. سازمانهاي مجازي، نمونه اي از سازمانهاي آينده اي هستند که در آن ما پيچيدگي، وسعت و حجم عمليات به گونه اي است که ديگر نمي توان آنها را بصورت سازماني متمرکز و واحد اداره کرد، بلکه براي ادامه کارآنها نياز به سازمانهاي ديگري است . (پهلوانيان، سايت ماهنامه دنياي مخابرات و ارتباطات،1384)

سازمانهاي مجازي، شكل جديد سازمان
مجاز را در لغت به معناي گذشتن از حقيقت تعريف كرده اند. امروزه، با توجه به توسعه و گسترش تکنولوژي ارتباطي و اطلاعاتي و همچنين فراگير شدن شبکه هاي کامپيوتري نظير اينترنت، مفهوم مجازي بودن در تصورات عمومي و زندگي روزمره انسانهاي سده بيست و يکمي وارد شده واين امر موجب شده است تا افراد در داخل و خارج از سازمانها، چيز جديدي به نام فضاي مجازي را تجربه کنند.امروزه، کودکان با بازيهاي رايانه‌اي در فضاي مجازي با دوستان مجازي خود سر مست از بازيهاي سرگرم کننده مي‌شوند. دانشجويان با ثبت نام در دانشگاهها يا مدارس مجازي درجات علمي را گام به گام طي مي كنند. پزشکان جراح در دورترين نقاط اقدام به هدايت تيم جراحي خود در ساير نقاط و يا حتي ديگر قاره ها مي كنند. دانشجويان رشته هاي ناوبري و يا خلباني در فضاي کاملا مجازي با دستگاههاي شبيه ساز کشتي يا هواپيما مشق جنگ مي كنند و با دشمنان فرضي خود به نبرد مي پردازند.

خريداران، در منزل مي نشينند و در يک بازار مجازي (سايتهاي اينترنتي شرکتها و يا فروشگاهها ) محصول مورد نياز خود را بر اساس سليقه خود انتخاب مي كنند و بهاي آن‌را بصورت مجازي (کارتهاي اعتباري) مي پردازند. بسياري از شرکتها نيز با استفاده از موقعيتهاي پيش آمده، کارکنان خود را ترغيب به کار در خانه مي كنند. بعنوان مثال شرکت مايکروسافت با 50 هزار کارمند در 78 کشور در حال فعاليت است (مسعود بينش، تدبير 134،ص47 ) که کارکنانش متشکل از برنامه نويسان متبحر اروپايي، امريکايي، اسکيموهاي آلاسکا، جوانان نابغه هندي، بنگالي، کره‌اي، عرب، ايراني و... هستند که تنها راه ارتباطي آنها شبکه هاي اينترنتي است و آنان بدون حضور فيزيکي در شرکت وظايف خود را انجام مي‌دهند و حقوق خود را دريافت مي كنند. بدون چون و چرا،کار در فضاي مجازي جزء لاينفک سازمانهاي عصر حاضر است. همين امر موجب پيدايش ايده تيم هاي مجازي در سازمانها شد. طبق تعريف، يک تيم مجازي شامل گروهي از کارکنان است که به تکنولوژي ارتباط الکترونيک تکيه مي‌کند و با وجود آنکه از لحاظ فيزيکي از يکديگر جدا هستند، از طريق پست الکترونيک، دستگاههاي پيجر، کنفرانس‌‌‌‌‌هاي ويدئويي، تلفن و.... با يکديگر ارتباط برقرار مي‌كنند.(جيمز ال . کيبسون و ديگران، ص 233 ،2003 ) در اين ميان بسترهاي لازم جهت واقعيت بخشيدن به روياي خلق سازمانهاي مجازي کاملا مهيا شده است و صاحبان سرمايه، سهام و نظريه پردازان سازماني با طرح اين سوال که اگر بتوان تشکيلات و مکانهايي را اجاره کرد، چه نيازي است که آنها را خريداري كرد؟و همين انديشه را پايه و اساس سازمان مجازي قرار دادند . تعاريف مختلف و بعضا مشابهي از سازمان مجازي توسط انديشمندان مختلف مطرح شده است که به تعدادي از آنها اشاره مي‌شود: - سازمان مجازي، يک سازمان کوچک و مرکزي است که منابع اصلي خود را از ساير سازمانها تامين مي‌کند، يک سازمان مجازي از نظر ساختار، بسيار متمرکز است و بندرت داراي واحدها و دواير تخصصي يا وظيفه‌اي است. (استفن رابينز، مباني رفتار سازماني، ص 310 ) - سازمان مجازي، يک اتحاد زود گذر و موقتي بين دو يا چند سازمان است که براي انجام يک کار ويژه بطور گروهي و براي مدت کوتاهي همکاري مي‌کنند.(جورج مورهد و ديگران ، ص470، 2001) - سازمان مجازي، شبکه اي از چندين سازمان است که به يکديگر قلاب شده اند وپيمانها و قرار دادها ي خود را از طريق شبکه ارتباطي و الکترونيک مي بندند. (رابرت کريتنر، ص 649 ،2001) - سازمان مجازي، به شکل جديدي از سازمانها اطلاق مي شودکه از مشخصه هاي آن جمع شدن گروهي از افراد است که از نظر جغرافياي پراکنده اند و به سازمانهاي يکساني نيز وابسته نيستند و براي رسيدن به يک هدف واحد از طريق فناوري اطلاعات با هم در تماس هستند.(پهلوانيان، سايت ماهنامه دنياي مخابرات و ارتباطات،1384) - سازمان مجازي، يک نوع خاص از سازمان شبکه اي است که با استفاده از آخرين فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي مانند اينترنت، مراودات و همکاري با اشخاص و سازمانهاي ديگر را خارج از فضا، زمان و مرزهاي سازماني امکان پذير مي سازد. بعنوان نمونه در نمودار 1، يک سازمان مجازي رسم شده است که در آن مديريت، همه وظايفي را که سازمان بايد انجام دهد، از منابع خارجي تامين مي‌کند. يک گروه کوچک اجرايي، هسته اصلي سازمان را تشکيل مي دهد. وظيفه گروه، نظارت مستقيم بر کارهايي است که بوسيله سازمان انجام مي‌شود و ايجاد هماهنگي با سازمانهايي که کار توليد، توزيع و ساير وظايف اصلي (براي سازمان مجازي ) را انجام مي دهند. خط‌هاي نقطه چين در نمودار، نشان دهنده اين رابطه هاست که معمولا با بستن قرار دادهايي بوجود مي آيند. در واقع مدير، در اين گونه سازمانها بيشتر وقت خود را صرف هماهنگي و کنترل روابط خارجي بويژه از طريق شبکه هاي کامپيوتري مي کند.(استفن رابينز، مباني رفتار سازماني، ص 310 )

خصوصيات سازمانهاي مجازي
براي سازمانهاي مجازي خصوصياتي برشمرده اند که در زير به تعدادي از آنها به اجمال اشاره مي‌شود: (پهلوانيان، سايت ماهنامه دنياي مخابرات و ارتباطات،1384)
-1 نداشتن مرز مشخص: در حال حاضر بسياري از سازمانها قابليت ارائه يك سرويس و يا توليد را بتنهايي ندارند و اين نياز به انعطاف، صرفا توسط سازمانهاي كوچك قابل دستيابي است.
-2 استفاده از منابع مشترك: يكي از مهمترين شاخصه هاي سازمان مجازي جمع شدن توان مالي و نيروي انساني شركتهايي است كه اين سازمان را تشكيل مي دهند.
-3 غير متمركز بودن از نظر مكاني: از آنجا که ارتباطات بين شركتها با استفاده از فناوري مخابرات صورت مي گيرد، ديگر نيازي به ساكن بودن افراد در يك مكان و داشتن يك مكان مشخص براي انجام تمامي كارها نيست.
-4 متغير بودن شركا: يك سازمان مجازي مي تواند هر روز به يك نوعي شكل گيرد، مثلا قسمتي از سازمان مجازي باشد و يا ازشركتهاي ديگر تشكيل شود.
-5 همساني و برابري شركا: به دليل نيازي كه شركا در اين گونه سازمانها به يكديگر دارند، برابري بيشتر بين شركا ايجاد مي شود.
-6 ارتباط الكترونيك: اساس سازمانهاي مجازي بر شكستن سنتهاي قديمي سازمانها استوار است. همكاريهاي بوجود آمده در اين سازمانها براساس ارتباطات از طريق فناوري مخابرات و ارتباطات است.

چرخه زندگي سازمانهاي مجازي
براي درک مجازي شدن سازمان، کلابر چرخه اي از مدل سازمان مجازي، شامل 4 قدم و 10 مرحله را ارائه كرده است. که به مراحل دهگانه آن بطور مختصر اشاره مي‌شود. مطابق اين الگو در مرحله اول، سازمانها پس از تحقيقات بازاريابي و تشخيص فرصتهاي مناسب در بازار، اگر بتنهايي قادر به پاسخگويي به نيازهاي بازار و استفاده بهينه از فرصتهاي پيش آمده نباشند، ضرورت تشکيل سازمانهاي مجازي براي موفقيت نمايان مي‌شود. در مرحله دوم، قبل از تشکيل سازمان مجازي، مديران شرکت مي بايست به تجزيه و تحليل هزينه و منفعت بپردازند و با تنظيم يک طرح جامع تجاري اطلاعات لازم را جهت تسهيل در امر تصميم گيري مديران، فراهم آورند. مرحله سوم، بررسي توانمنديها، شايستگيها و امکانات شرکاي بالقوه در جهت تامين نيازمنديهاي سازمان است. در مرحله چهارم، پس از بررسيهاي بعمل آمده، شرکت اقدام به انتخاب شرکاي تجاري خود مي كند. در مرحله پنجم، حدود وظايف، مسئوليتها، چگونگي توزيع ريسک و سود بدست آمده، توافق در مورد کيفيت و ... مشخص و معين مي‌شود. در مرحله ششم، تيم هاي کاري هريک از شرکاي تجاري معرفي مي‌شوند و در مرحله هفتم، ساختار زير بنايي تکنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي مورد نياز جهت فعاليتهاي مجازي تيم ها مشخص و حدود مسئوليت هر يک از شرکاء تعيين و ابلاغ مي‌شود. در مرحله هشتم، تيم هاي مجازي با استفاده از امکانات اطلاعاتي و ارتباطي يک سازمان مجازي تشكيل داده و هر يک در امور تخصصي خود، وظايف خود را هماهنگ با گروه انجام مي دهند. در مرحله نهم، سازمان مجازي بصورتي پيوسته و دائم فعاليتهاي خود را با تغييرات محيط، بازار، تکنولوژي، سازمان و غيره بصورتي پويا منطبق مي كند و در آخر هرگاه سازمان مجازي تشکيل شده از مفيد بودن افتاد، بدون درنگ، هريک از تيم ها مجددا به سازمان اصلي خود بازمي گردند و اين پايان کار يک سازمان مجازي است.

انواع سازمانهاي مجازي
در سازمان مجازي، عامل مهمي که مجازي بودن را تعيين مي‌کند، واگذاري فعاليتها به سازمانهاي ديگر و تامين خدمات و کالا با همکاري واحدهاي خارجي و اتحاد با آنهاست. هر قدر اين واگذاري گسترده تر باشد، سازمان بسوي مجازي بودن بيشتري حرکت کرده است. پس ميزان مجازي بودن سازمانها را مي توان به روي يک پيوستار که در يک سوي آن، سازمانهاي پارندي ودر سوي ديگر آن سازمانهاي بدون مرز (با بيشترين درجه مجازي)قرار دارد، نشان داد.
-1 سازمان پارندي يا سازمان با واحدهاي مستقل: (
MODULAR ORGANIZATION)
سازمانهاي پارندي، (با واحدهاي مستقل) فعاليتهاي استراتژيک خود را معين و آن را به واحدهاي خارجي محول مي‌کنند. بدين ترتيب هزينه سازمان کاهش مي‌يابد و براي مديريت اين امکان فراهم مي شود که منابع خود را صرف فعاليتهاي اصلي کند و امور جزئي و کم اهميت خود را به واحدهاي خارجي واگذار کند.(غلامحسين حيدري تفرشي و ديگران، نگرش نوين به نظريات سازمان و مديريت در جهان امروز، ص 193)
در سازمان با واحدهاي مستقل با اين که مزيتهايي وجود دارد، محدوديتهايي نيز هست. به عنوان مثال در اين ساختار کنترل و نظارت عملياتي خيلي کم مي شود که در مواردي ممکن است، ضايعه ساز باشد. (سيد رضا جوادين، مباني سازمان و مديريت‌، ص 385 )
-2 سازمان شبکه‌اي‌: (
NETWORK ORGANIZATION)
سازمان شبکه اي، يک سازمان مرکزي کوچک است، که بر اساس قرار دادهايي براي توليد، توزيع، بازار يابي و ساير وظايف حياتي به ساير شرکتها متکي است. سازمان شبکه اي به معني ساده، شبکه اي از سازمانهاست که داراي مرزهاي منعطف، استقلال کاري بالا و برنامه ريزي استراتژيک بوده و در آنها، چندين هدف مورد توجه است. (عباس منوريان، طراحي ساختار سازماني، ص 75 ) در سازمان شبکه اي، قدرت رقابتي افزايش مي يابد و خاصيت هم افزايي سبب مي‌شود که در مجموعه سازمانها نسبت به بهره برداري از فرصتهاي موجود، توانمندي بيشتري بوجود آيد. (سيد رضا جوادين، مباني سازمان و مديريت ، ص384 )
-3 سازمانهاي بدون مرز : (
BARRIER FREE)
در اين نوع از سازمانهاي مجازي، هيچ يک از مرزهاي افقي، عمودي، خارجي و جغرافيايي، محدود و محصور نمي شود. اين شيوه براي اولين بار توسط جک ولش (
John Francis Welch Jr.) رئيس هيئت مديره جنرال الکتريک، مطرح شد. کسي که قصد حذف کردن مرزهاي عمودي و افقي و همچنين سدهاي بيروني بين شرکت، مشتريها و عرضه کنندگان را با GE داشت.(استفن رابينز و ديگران، ص 271، 2002 ) سازمان بدون مرز به اطلاعات، ايده ها، منابع و انرژي اجازه مي دهد تا در سرتا سر سازمان، جريان يابند. البته بدون مرز شدن به معني حذف کليه مرزها نيست، زيرا وجود مرزها براي شکل دادن به سازمان ضروري است، بلکه مسئله نفوذ پذير تر کردن مرزهاست.(محمد ناطق، تدبير 155 ،ص 33 )
براي گسترش مرزهاي عمودي، چهار بعد سرنوشت ساز عبارتند از : مشارکت در اطلاعات، شايستگي، واگذاري اختيارات و دادن پاداش مناسب. بهترين راه براي ايجاد مرزهاي افقي نفوذ پذير نيز اين است که به مشتريان توجه کرد. در مورد ايجاد رابطه لازم با مشتريان، عرضه کنندگان مواد اوليه، قانونگذاران و ساير سازمانها (مرزهاي خارجي ) شرکت بايد به فرصتهاي موجود در محيط توجه کند و با برقراري سيستم ها، فرايندها و ساختار مناسب، با عوامل خارجي و ذي‌ربط همکاري و تشريک مساعي كنند. در مورد مرزهاي جغرافيايي نيز شرکت براي اينکه در سطح جهاني فعاليت کند، بايد از نظر جغرافيايي بتواند از منابع موجود بويژه از نظر منابع انساني بهره گيرد. (ريچارد ال دفت، تئوري و طراحي سازمان، ص 901 )
در سازمان بدون مرز، استعدادها و توانمنديهاي اعضاي بيروني و دروني براي نيل به هدفهاي از پيش تعيين شده، پرورش مي يابد، روحيه همکاري تقويت مي‌شود و پاسخگويي به نيازهاي محيطي، سريعتر ميسر مي شود. در مقابل، سازمان بدون مرز، امکان ايجاد اعتماد ميان افراد را تقليل مي‌دهد، کار رهبري را مشکل مي سازد و هماهنگي را با دشواريهايي روبرو مي‌کند. (سيد رضا جوادين، مباني سازمان و مديريت‌، ص386 )


مزاياي سازمانهاي مجازي
-1 سرعت بالا در پاسخگويي به نيازهاي مشتريان و انطباق با تغييرات محيطي.
-2 انعطاف پذيري فوق العاده.
-3 کاهش هزينه ها از طريق کاهش کاغذ بازي، دوباره کاريها، تردد کارکنان و هزينه‌هاي پرسنلي.
-4 کيفيت و تسهيلات بيشتر براي مشتريان و امکان دريافت خدمات در هر زمان.
-5 بهبود شاخص بهره وري در مقياس فردي، سازماني و اجتماعي.
-6 استقلال بيشتر کارکنان در انجام امور.
-7 با تشکيل سازمان مجازي، ديگر فاصله، مانع انجام کار موسسات، همکاريها و کنفرانس ها نمي‌شود.
-8 افزايش سودهي با توجه به کاهش هزينه ها و از سوي ديگر افزايش کارايي در سازمان.
-9 امکان انجام کارهاي بزرگ براي شرکتهاي کوچک فراهم مي آيد.
-10 با توجه به داشتن حق انتخاب پيمانکاران فرعي (شرکاي تجاري) مي توان بهترين را به جهت ارتقاي کيفي محصول و اقتصادي بودن آن برگزيد.( وحيد رضا ميرابي، مديريت «مباني و استراتژي»، ص 142)

معايب سازمانهاي مجازي
-1 نقص و کمبود تعامل رودر رو، مي تواند اعتماد و صداقت در شرکتها، ارتباط بين آنها و همچنين مسئوليت پذيري آنها را کاهش دهد.(رابرت کرينتر و ديگران، ص 427 ، 2001)
-2 کاهش ميزان کنترل کنندگي مدير بر عناصر کليدي در تجارت.(استفن رابينز، ص 427 ، 2003)
-3 اگر تيم هاي تشکيل دهنده سازمان مجازي ازکشورهاي مختلف با فرهنگهاي متفاوت باشند، ممکن است، تعارضات فرهنگي و اجتماعي بدليل تفاوت در زبان، فرهنگ ،نژاد دين و ... بوجود آيد.
-4 کاهش تحرک، بويژه فعاليتهاي فيزيکي کار.
-5 افزايش ساعات کار کارکنان که ممکن است موجب خستگي مفرط در آنان شود.
-6 کاهش ميزان وفاداري کارکنان.
-7 کارکنان از نظر اجتماعي منزوي مي‌شوند و محرک تماس شخصي و رو در رو را از دست مي دهند.
-8 افزايش برخوردها در بين کارمندان اداره مرکزي با کارمندان مجازي دور از سازمان. (جابر قدرتيان، تدبير شماره 131، ص 98)
-9 به دليل وابستگي بيش از حد سازمانهاي مجازي به فناوري و تجهيزات ارتباطي، هرگونه اختلال و نارسايي در شبکه هاي ارتباطي از جمله ويروسها و هک سايت سازمانها، مي تواند فعاليت اين گونه سازمانها را کاملا مختل كند.

محدوديتهاي تشکيل و توسعه سازمانهاي مجازي در ايران
1 - توسعه نامناسب زير ساختهاي ارتباطي و اطلاعاتي: با وجود پيشرفتهايي که در سالهاي اخير در زمينه
IT در کشورمان بوقوع پيوسته است، هنوز ما از خطوط پر سرعت اينترنت، شبکه مطمئن تلفن همراه و يا حتي تکنولوژي هاي معمولي تر در بسياري از شهرها و روستاهاي دور افتاده، بي بهره ايم.
2 - کاهش ميزان فرصتهاي شغلي: با توجه به اينکه عضويت در سازمانهاي مجازي، نيازمند يکسري امکانات، تجهيزات رايانه‌اي و سمعي و بصري است، تعداد زيادي ازکارجويان، اين امکانات ويا دانش استفاده ازآن را ندارند.
3 - ديدگاه سنتي مديران به حضور فيزيکي کارکنان در محيط کار: به نظر مي‌رسد اغلب مديران تمايل دارند که کارکنانشان بطور پيوسته در محيط کاري حضور داشته باشند، تا در صورت ضرورت بلا فاصله در اختيار باشند. پس اعتقاد چنداني به کار کارکنان در محيط‌هايي غير از سازمان ندارند.
4 - ديدگاه سنتي خانواده ها به کار: اغلب خانواده هاي ايراني بر پايه اعتقادات سنتي خود بر اين تصورند که بخصوص مردان خانواده مي‌بايست جهت کسب روزي از خانه خارج شوند و در محيطي به غير از خانه به فعاليت بپردازند. پس ممکن است برخي از خانواده ها کار در خانه را چندان جدي و يا حتي زيبنده مردانشان ندانند.
5 - کاهش امنيت شغلي : از آن جهت که سازمانهاي مجازي موقت و زود گذر هستند، در ظاهر کارکنان از امنيت شغلي مطلوبي برخوردار نيستند، در صورتي که مشاغل مادام‌العمر در نزد خانواده هاي ايراني از جذابيت بيشتري برخودار است.

نتيجه گيري
بدون شک همگان اين باور را پذيرفته‌اند که شرايط کسب و کار در سازمانهاي سده بيست و يکمي دچار تغييرات شگرف و دگرگونيهاي اساسي شده است.امروزه سازمانها جهت موفقيت در عرصه پر رقابت جهاني مي بايست، رويکردي متفاوت با گذشته داشته باشند و مبادرت به طراحي و پياده سازي ساختارهاي نوين متناسب با شرايط حاکم كنند. چرا که تغييرات مداوم و با سرعت متغيرهاي محيطي موجب شده است تا ساختارهاي سنتي انعطاف و سرعت لازم جهت پاسخگويي به اين تغييرات را نداشته باشند. از سوي ديگر گسترش روز افزون تکنولوژي‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي موجب شده است، شرايط لازم جهت کار در فضاي مجازي براحتي فراهم شود. پس يکي از جايگزينهايي که سازمانها، جهت بهينه ساختن ساختارهاي خود پيش روي دارند، استفاده از ساختار مجازي است. بدين ترتيب سازمانهاي کوچک با اتحاد و ائتلاف با شرکاي تجاري خود، مي توانند با کاهش هزينه هاي خود، بهره وري را به مقدار قابل توجهي افزايش دهند. اما آنچه که نبايد در اين ميان ناديده گرفته شود آن است که، پرداختن به مقوله مجازي كردن سازمانها بدون در نظر گرفتن زير ساختهاي لازم (نرم افزاري و سخت افزاري ) و اشاعه فرهنگ کار در فضاي مجازي در ميان کارکنان و همچنين مد نظر قرار ندادن تبعات بعضا منفي که ممکن است در اثر ايجاد سازمانهاي مجازي بر سازمانها تحميل شود، امري عبث و بي حاصل است

بهروز شیخ رودی ; ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

 

مجموعه مطالعات و بررسی وب فارسی  -1

وب فارسی و دولت الکترونیک   

نگاهی به دولت الکترونیک و میزان تحقق آن در وب فارسی

 چكيده
يكي از مفاهيمي كه در دهه اخير به گونه اي بسيار گسترده در جوامع پيشرفته مورد بررسي قرار گرفته و حتي در بعضي مواقع با موفقيت به اجرا درآمده، مفهوم دولت الكترونيك است. هدف اصلي از پيدايش دولت الكترونيك، بسترسازى مناسب جهت دسترسي هر چه بهتر و بيشتر شهروندان به اطلاعات و خدمات دولتى، اصلاح كيفيت خدمات و ارائه فرصت هاى بيشتر براى مشاركت در فرايندها و نمادهاى مردم سالار است. از اين‌رو تلاش براي نظارت بر وضعيت خدمات در دولت الكترونيك، از اهميت بالايي برخوردار مي‌باشد. در اين مقاله، سيستم خودكاري براي ارزيابي دولت الكترونيك ايران، معرفي مي‌شود. ارزيابي‌هاي اين سيستم بر روي حدود يازده‌هزار سايت رجيستر شده در دامنه  IRو در برگيرنده تمام سازمان‌هاي دولتي، وزارتخانه‌ها، شركت‌ها و دانشگاه‌ها و بالغ بر حدود دو ميليون صفحه، انجام شده‌است. هدف از اين سيستم، استخراج شاخص‌هاي مختلف علمي براي ارزيابي دولت الكترونيك از قبيل توزيع محتواي سايت‌ها (علمي، خبري، دولتي، تجاري و وبلاگ)، حجم محتواي فارسي، سرويس‌هاي ارائه‌شده، درصد كدينگ‌هاي مختلف فارسي و غيره مي‌باشد. از اين آمار مي‌توان جهت هدفمند نمودن برنامه‌هاي آتي در خصوص دولت الكترونيك، استفاده كرد.
كليدواژه‌ها:

ارزيابي دولت الكترونيك، دامنه .IR، وب


1- مقدمه
دولت الكترونيك[1] يكي از پديده هاي مهم حاصل از بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات[2] است كه پياده سازي آن، تحولي بس عميق در نحوه زندگي، اداره و رهبري كشورها داشته و تركيبي از فناوري اطلاعات و شبكه اطلاع رساني وب است كه هدف آن، ارائه مستقيم خدمات به شهروندان[3]، كاركنان دولت[4]، بخشهاي تجاري[5] و ساير
بخش هاي دولت است. به عبارت ديگر "گونه‌اي از سازماندهي مديريت دولتي به منظور افزايش كارايي، شفاف‌سازي، دسترس‌پذيري و پاسخگويي به شهروندان از طريق استفاده فراگير و استراتژيك فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات در مديريت داخلي دولت و همچنين در برقراري ارتباط با شهروندان و كاربران خدمات عمومي" دولت الكترونيك ناميده مي‌شود[1]. با تحقق دولت الكترونيكي شهروندان مي‌توانند وارد يك سايت اينترنتي شده، به آساني خدمات و اطلاعات دولتي موردنياز خود را يافته و از آن سايت برخط (
online) براي انجام داد و ستد استفاده كنند. لذا در هزينه و زمان يك كشور صرفه‌جويي شده و باعث توليد چرخه اقتصادي به صورت كارا و مناسب خواهد شد.
طبق مدل گارتنر [2] دولت الكترونيك از چهار فاز ظهور[6]، تعامل[7]، تراكنش[8] و تبديل[9]، تشكيل شده‌است. 

هر فاز اين مدل به چهار سطح فنآوري، فرآيند، مردم و راهبرد/خط‌مشي تقسيم شده است. در فاز ظهور سازمان هاي دولتي اطلاعات خود را در قالب وب سايت براي دسترسي مردم ارائه مي‌كنند. سرويس هايي مانند موتور جستجوي محتواي وب‌سايت ها، پست الكترونيكي و مديريت محتوا در فاز تعامل ارائه مي‌شوند. در فاز تراكنش سرويس هايي مانند تجارت الكترونيكي شامل خريد و فروش به مردم ارائه مي‌شود. در فاز نهايي يعني تبديل تمام سرويس هاي دولت تحت يك پرتال مركزي به مردم ارائه خواهد‌شد.
در حال حاضر، با توجه به اهميت بالاي دولت الكترونيك، يکی از چالش هاي مهمی‌كه ما با آن مواجه هستيم اطلاع از وضعيت كنوني سرويس هاي دولت الكترونيك مي‌باشد. به عبارت ديگر، سازمان هاي كشور در هر كدام از چهار فاز ظهور ،تعامل،تراكنش و تبديل، چند درصد پيشرفت داشته و چه سرويس‌هايي را ارائه مي‌دهند. علاوه بر آن، به روشي براي ارزيابي فعاليت‌هاي انجام شده در اين زمينه، نياز مبرم می‌باشد. با ارزيابي كنوني دولت الكترونيك در ايران، بهتر مي‌توان پروژه‌هاي آتي و مورد نياز را تعريف و در نهايت ارزيابي كرد.
در برنامه پنج ساله چهارم توسعه شاخص ها و راهبردهايي براي تحقق دولت الكترونيك ارائه شده است. براي مثال جدول شماره يك، بعضي از اين شاخص ها را در سال هاي مختلف نشان مي‌دهد[3].

 

جدول (1): شاخصهاي دولت الكترونيك [ICT]

 

83(سال پايه)

84

85

86

87

88

دستگاههای دولتی دارای سيستم های  عمومی مکانيزه يکپارچه

5%

16%

27%

38%

49%

60%

دستگاههای دولتی دارای سيستم های  خصوصی مکانيزه يکپارچه

1%

5%

9%

13%

17%

20%

حضور در وب

  (Web Presence):  دستگاههای دولتی دارای وب سايت  منطبق بر اينترنت

20%

36%

52%

68%

84%

100%

تعامل (Interact): دستگاههای دولتی  مجهز به خدمات اينترنتی تعاملی

-

5%

9%

13%

17%

20%

e-Services: خدمات دولتی از  طريق شبکه های الکترونيک

-

3%

6%

9%

12%

15%


بنابراين با توجه به اهميت ارزيابي دولت الكترونيك پروژه‌اي تحت عنوان "ارزيابي وب ايران از منظر دولت الكترونيك "در سال 85 شروع شد است.

 

 

 

 

 

بهروز شیخ رودی ; ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

 

شهروندان الکترونیک و زندگی الکترونیکی -1

 

زندگی از جنس هزاره سوم

 

این روزها به کار بردن واژه الکترونیک به دنبال هر کلمه ای ، کاملا عادی است. هرچند هنوز در کشور ما بسیاری از پروژه های الکترونیکی عملیاتی نشده و
زیرساخت های لازم برای اجرای آنها فراهم نشده است ، اما دولت الکترونیک ، تجارت الکترونیک ، بانکداری الکترونیک ، شهروند الکترونیک و بسیاری از الکترونیک های دیگر واژه هایی است که حداقل به گوش آشنا هستند. دولت الکترونیکی ، پیش نیاز تحقق تجارت الکترونیکی است. از سویی دیگر شرط تحقق دولت الکترونیکی در کشور نیازمند مشارکت شهروندان الکترونیکی در این طرح است که نقش موثری را در رسیدن به اهداف موردنظر ایفا می کند. در دنیای امروز ، آدمی خسته از گشت و گذار عادی و زندگی در کلانشهرهایی مملو از آلودگی ها ، شلوغی ها ، معطلی ها و خستگی ها به دنبال مجالی است که جلوه های نشاط و سرزندگی را بازیابد.
فناوری اطلاعات و ارتباطات در فضای مجازی ، به سوی راحتی بیشتر انسان ، تعاملات و ارتباطات روان تر ، بهتر و سازنده تر در اجتماع و ارائه هرچه بهتر خدمات به شهروندان یک جامعه در حرکت است.اما حضور در فضای مجازی برای هر شهروند ایرانی نیاز به آمادگی هایی دارد که موارد آن توسط بنیاد IDCL ، با سرفصلهایی معین تحت عنوان استانداردهای شهروند الکترونیک مشخص شده است.
در واقع از چندین سال پیش دولتمردان کشور متوجه نفوذ هراسناک فناوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی مردم شدند ، آنها دو انتخاب را پیش پای خود می دیدند: رفع و مقابله با این فناوری و فرار از پیامدهای نیک و بد آن یا منطبق ساختن شرایط کشور با واقعیت های موجود و به کارگیری جنبه های مثبت به کارگیری فناوری اطلاعات. طبیعی است که راه دوم ، منطقی تر و عاقلانه تر به نظر می رسید. به همین دلیل ، سران کشور تصمیم به گسترش کاربردهای مثبت فناوری اطلاعات و ارتباطات در میان مردم گرفتند.
در همین راستا از چند سال پیش طرح جدیدی موسوم به «توسعه کاربردی فناوری اطلاعات» یا به صورت خلاصه «تکفا» توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی که متولی طرح ریزی برنامه های کلان دولت است ، پایه گذاری شد. هدف طرح تکفا در یک بعد توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در میان کارکنان دولت و دستیابی به دولت الکترونیک و در بعد دیگر پرورش عموم جامعه برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی روزمره بود.
متولیان طرح تکفا برای دستیابی به ملزومات اجرای موفق طرح با بخش خصوصی به همکاری پرداختند که از نتایج این همکاری می توان به انتشار کتابهای مختلف در زمینه مهارت های ICDL و برگزاری کلاسهای کاربری رایانه در ادارات و سازمان های دولتی و خصوصی اشاره کرد.
در کشور ما نیز از ابتدای سال 2005 ، مراکز آموزش مهارت های IT با هدف آموزش شهرنشینی الکترونیک ، مهارت های IT و کاربری رایانه در این مسیر قدم نهاده اند و به این ترتیب مراحل بومی سازی استاندارد شهروند الکترونیکی آغاز شده است. در حال حاضر نسخه بومی شده استاندارد شهروند الکترونیکی در حال آموزش و اجراست.
در این راستا کتاب آموزش استانداردهای شهروند الکترونیکی توسط مهندس مرتضی متواضع کارشناس آموزش IT تالیف و منتشر شده که در آموزش افراد علاقه مند به توسعه شهروندی الکترونیک نقش بسزایی داشته است. امروزه بسیاری از خدمات و سرویس های بخش دولتی و خصوصی به صورت اینترنتی ارائه می شود و در آینده ای نه چندان دور اغلب این خدمات تنها به روش الکترونیک در دسترس عموم قرار خواهد گرفت ، بنابراین مهارت های شهروند الکترونیکی پیش از هر چیز برای حضور موثر فرد در جامعه و حفظ حقوق شهروندی مورد نیاز هستند.
ضمن این که آموزش مهارت های شهروند الکترونیکی پیش نیاز کسب هر نوع تخصص حرفه ای و کارشناسی در زمینه فناوری اطلاعات و رایانه خواهد بود.
ویژگی شهروند الکترونیک
براساس استاندارد ، شهروند الکترونیک کسی است که از حداقل دانش لازم درباره مفاهیم پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات برخوردار است ، توانایی برقراری ارتباط با اینترنت و ارسال و دریافت پیامهای الکترونیکی از طریق پست الکترونیک (Email) را دارد و همچنین اطلاعات ، خدمات ، کالاها و نرم افزارهای مورد نیاز خود را از طریق اینترنت جستجو می کند.
ضمن این که چنین فردی باید نسبت به تامین امنیت شخص و خانواده در برابر آسیبهای اینترنتی آگاهی داشته باشد و بتواند امور مختلف زندگی خود را تا حد امکان از طریق شبکه های اینترنتی انجام دهد. به بیانی واضح تر شهروند الکترونیک کسی است که از توانایی لازم برای کار با رایانه برخوردار باشد و بتواند از اینترنت برای انجام سریعتر و موثرتر امور روزمره زندگی از قبیل برقراری ارتباط با دیگران ، خرید و فروش ، تعاملات بانکی ، استخدام ، مسافرت ، تفریح ، سرگرمی ، درمان و... استفاده کند.
امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان ، اغلب شهروندان ویژگی های یک شهروند الکترونیک را دارند و لزوم چنین تحولی در کشور ما نیز احساس می شود. پیام پنهان در استاندارد شهروند الکترونیکی این است. «بزودی اگر یک شهروند الکترونیک نباشید، اساسا شهروند به حساب نمی آیید.» بنابراین تمام کسانی که می خواهند در عصر حکمرانی اطلاعات ، زندگی موفقی داشته باشند، نیازمند فراگیری مهارت های لازم در فناوری اطلاعات هستند.
مزایای الکترونیکی بودن
شهروند الکترونیک در مقایسه با شهروند سنتی زندگی مدرن تری را تجربه می کند ، برای زندگی در عصر ارتباطات و اطلاعات اعتماد به نفس بیشتری دارد و با توانایی بیشتری از حقوق شهروندی خود دفاع می کند. صرفه جویی در وقت و هزینه ها با توجه به انجام بسیاری از کارها بدون نیاز به خروج از منزل یا محل کار و همچنین کاهش هزینه های تردد شهری و بین شهری از دیگر مزایای شهروند الکترونیک است. فراگیری مهارت های شهروند الکترونیکی ، توانایی استفاده از فناوری های ارتباطی نوین را در شهروندان افزایش می دهد و به این ترتیب آنها را برای استفاده از تسهیلات و خدمات دولت الکترونیک آماده می سازد.
کاهش خطرات ناشی از ترددهای زاید درون شهری و برون شهری از قبیل تصادفات رانندگی ، سرقت و...، توانایی کنترل منطقی دسترسی فرزندان به اینترنت ، کاهش ترافیک و به تبع آن آلودگی هوا و توانایی انجام خریدهای راحت تر و بهتر از دیگر تسهیلاتی است که با تحقق دولت الکترونیک و شهروند الکترونیک به آن دست خواهید یافت.
سازمان ها و نهادهای مسوول
در کشور ما زیربنایی ترین و اساسی ترین پایه ها در آموزش شهروند الکترونیک از وضعیت چندان مطلوبی برخوردار نیست و هنوز فرهنگسازی و اطلاع رسانی کافی و مناسبی در این خصوص انجام نشده است. عدم توجه لازم برای آموزش مهارت های رایانه در نظام آموزشی کشور را می توان علت اصلی این ضعف بزرگ برشمرد. شهروند الکترونیک عبارت بسیار زیبایی است. اما در جایی که شهروندان آن ذهنیتی از الکترونیکی شدن و کاربرد این عبارات در زندگی خود ندارند، قطعا شهر و شهروند الکترونیکی وجود خارجی نخواهد داشت. بخش بزرگی از بار این مسوولیت به عهده نهادهای آموزشی و تربیتی است که شاید بتوان مدارس را در صدر آنها قرار داد. با توجه به این که مدرسه اولین جایی است که فرد در آن زندگی اجتماعی را تجربه می کند ، می بایست توجه بیشتری به آن معطوف داشت براساس بررسی های به عمل آمده آموزش رفتار شهروندی یکی از مهمترین ، آموزش هایی است که با توجه به مولفه های امروز جهان در عصر ارتباطات ، بیش از هر آموزش دیگری نیاز به آن احساس می شود.

بهروز شیخ رودی ; ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +

 

نگاهي ديگر به تهران الكترونيك -1

 

ضرورت توجه به پايتخت الكترونيك تهران

امروزه لزوم ايجاد جامعه اي دانش بنيان براي دستيابي به توسعه اي پايدار امري اجتناب ناپذير است . ايجاد چنين فضايي در يك جامعه نيازمند ساختار و بستري مناسب جهت دستيابي تمامي اقشار به علوم و فن آوري است .فرآيند توليد دانش در يك جامعه تنها در سايه ايج اد شبكه اطلاعاتي مناسب امكان پذير خواهد بود . هنگامي يك جامعه مي تواند نام جامعه الكترونيكي را بر خود نهد كه تمامي عوامل موثر در اين زمينه همزمان در آن ايجاد گرديده باشند . به عنوان مثال يك شهرداري الكترونيكي نمي تواند بدون وجود شهر الكترونيكي به تمامي اهداف خود جامه عمل بپوشاند . از اين رو است كه به جرات مي توان گفت يك دولت الكترونيكي نخواهد توانست بدون دارا بودن مركز و پايتخت الكترونيكي، استعدادهاي بالقوه خود را به فعليت برساند.لازمه ايجاد چنين پايتختي داشتن زيرساخت هاي پايدار ارتباطي و اطلاعاتي، شهر هاي الكترونيكي و شهروندان الكترونيكي مي باشد.

اينگونه پايتخت ها مانند ديگر ساختارهاي الكترونيكي نيازمند بسترسازي در دو بخش نرم افزاري و سخت افزاري مي باشند. توسعه بخش نرم افزاري ، منوط به توليد سيستم هاي كاربري نرم افزاري،آموزش و گسترش فرهنگ بهره گيري از دس تاوردهاي صنعت فن آوري اطلاعات است . به لحاظ سخت افزاري نيز بايد بهبود زيرساخت هاي ارتباطي و تجهيز مراكز دولتي را مد نظر قرار داد . تعامل ميان سازمان هاي دولتي وبخش خصوصي در جهت پيشبرد اهداف مرتبط با ايجاد پايتختي با ساختارهاي الكترونيك از اهميت به سزايي برخوردار است.

ايران به لحاظ موقعيت جغرافيايي و استراتژيك خود در منطقه خاورميانه نيازمند ايجاد ارتباطات قوي با پايتخت كشورهاي همسايه خود و ديگر پا يتخت هاي جهان است . تصميم گيري هاي دولت كشورمان هم اكنون به لحاظ مسائل سياسي موجود در سطوح بين المللي از اهميت بسياري برخوردار گرديده است لذا مطالعات دقيق ودسترسي به اطلاعات براي دولتمردان مهم و حياتي مي باشد. برقراري ارتباط سريع و به موقع ميان كشورهاي دوست به هنگام بروز شرايط بحراني در سطح سياست بين الملل نيازمند استفاده از وس ائل ارتباطي به روز دنيا مي باشد لذا استفاده از فن آوري اطلاعات و اصلاح جهت بهينه سازي ساختار دولت الكترونيكي به وسيله ايجاد پايتخت الكترونيكي مي تواند راهكاري مفيد و موثر باشد . بنابراين تنها راه حل موجود براي رفع مشكلات سياسي و اقتصادي در سطح منطقه ايجاد دولتي يكپارچه با پايگاهي الكترونيكي خواهد بود.

با توجه به آنچه ذكر گرديد لزوم اجراي يك طرح  مدون جهت بررسي نيازهاي اوليه پايتختالكترونيكي بايد در دستور كار تمامي دست اندركاران بخش تحقيق و توسعه كشور قرار گيرد . همكنون شهرداري تهران به همت دكتر محمد باقر قاليباف در حال گذار از دوره سنتي به مدرن و تبديل شدن به يك شهرداري الكترونيكي را طي مي نمايد ، هر چند تاكنون از سوي هيچ مرجعي در خصوص شهر الكترونيك تهران و يا شهرداري الكترونيك تهران سند و برنامه خاصي ارائه نشده است ، و تنها در اين ميان مهندس سيد مازيار علوي قائم مقام وقت مركز فناوري اطلاعات سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران در يكي از مصاحبه هاي مطبوعاتي خويش از آغاز پروژه شهروند الكترونيك كه مبتني بر آموزش مهارتهاي زندگي الكترونيكي به شهروندان تهراني بود سخن گفته است . هرچند انجام اين طرح و پرداختن به آن به صورت كامل ركن اساسي عملياتي ساختن شهر الكترونيك ، شهرداري الكترونيك و زندگي الكترونيكي كمك شاياني خواهد نمود . اما ضروري است مسئولان و صاحب نظران شهرداري تهران به اين مساله كه تهران پايتخت جمهوري اسلامي ايران است و بسياري از مسائل و مشكلات شهري و مديريت شهري در آن معلول همين نقش تهران است ، توجه داشته باشند . به عقيده اينجانب تهران الكترونيك ، شهرداري الكترونيك تهران و..... زماني در تهران به شكست منجر نخواهد شد كه همه و همه در زير برنامه پايتخت الكترونيك تهران قرار گيرد ؛ و اين برنامه جز در سايه تعامل شهرداري ، دولت و شهروندان به ثمر نخواهد نشست . هرچند از قراين و شوهاد سياسي ، فرهنگي و اجتماعي پيداست كه اجتماع اين سه جزء در هر حال محال است . ولي مناسب است شهردار امروز تهران يعني جناب آقاي دكتر محمد باقر قاليباف با تعيين و تعريف اين چشم انداز ، امروز با عملياتي نمودن خدمات شهرداري الكترونيك ، آموزش شهروندان الكترونيك و همچنين مد نظر قرار دادن پايتخت الكترونيك ، تهران امروز را با نگاه به ايران فردا مديريت و اداره نمايند .

  

بهروز شیخ رودی ; ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()    +